Warning: Use of undefined constant asc - assumed 'asc' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/itseei/domains/itsee.ir/public_html/Projects/Quran/index.php on line 68

Warning: usort() expects parameter 1 to be array, null given in /home/itseei/domains/itsee.ir/public_html/Projects/Quran/index.php on line 68

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجَا«1»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: حمد مخصوص خدائي است كه اين كتاب (آسماني) را بر بنده (برگزيده‏اش) نازل كرد و هيچگونه كژي در آن قرار ندارد.

ترجمه آقای فولادوند: ستايش خدايى را كه اين كتاب [آسمانى] را بر بنده خود فرو فرستاد و هيچ گونه كژى در آن ننهاد

ترجمه آقای خرّمشاهی: سپاس خداوندى را كه بر بنده خويش كتاب آسمانى را كه در آن هيچ‏گونه كژى و كاستى نگذارده، نازل كرده است‏

Say: Lo! none can protect me from Allah [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And our ancestors of old?' [Translate By Talal Itani]



إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا«10»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: زماني را به خاطر بياور که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: پروردگار! ما را از سوي خودت رحمتي عطا کن، و راهِ نجاتي براي ما فراهم ساز!

ترجمه آقای فولادوند: آنگاه كه جوانان به سوى غار پناه جستند و گفتند پروردگار ما از جانب خود به ما رحمتى بخش و كار ما را براى ما به سامان رسان

ترجمه آقای خرّمشاهی: چنين بود كه جوانمردان به غار پناه بردند و گفتند پروردگارا بر ما رحمت خويش بگستر و كار ما را به سامان آور

(Mine is) but conveyance (of the Truth) from Allah [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Say [Translate By Talal Itani]



وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِّلْكَافِرِينَ عَرْضًا«100»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: در آن روز جهنم را به كافران عرضه مي‏داريم

ترجمه آقای فولادوند: و آن روز جهنم را آشكارا به كافران بنماييم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و در آن روز جهنم را بر كافران چنانكه بايد و شايد بنمايانيم‏

Till (the day) when they shall behold that which they are promised (they may doubt); but then they will know (for certain) who is weaker in allies and less in multitude. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

It will be a single nudge [Translate By Talal Itani]



الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاء عَن ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا«101»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: همانها كه چشمهايشان در پرده بود و به ياد من نيفتادند، و قدرت شنوائي نداشتند!

ترجمه آقای فولادوند: [به] همان كسانى كه چشمان [بصيرت]شان از ياد من در پرده بود و توانايى شنيدن [حق] نداشتند

ترجمه آقای خرّمشاهی: همان كسانى كه ديدگانشان در پرده [غفلت‏] از آيات من بود، و نمى‏توانستند [حق را] بشنوند

Say (O Muhammad [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They will say [Translate By Talal Itani]



أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاء إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلًا«102»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آيا كافران گمان كردند مي‏توانند بندگان مرا به جاي من اولياي خود انتخاب كنند. ما براي كافران جهنم را منزلگاه قرار داديم.

ترجمه آقای فولادوند: آيا كسانى كه كفر ورزيده‏اند پنداشته‏اند كه [مى‏توانند] به جاى من بندگانم را سرپرست بگيرند ما جهنم را آماده كرده‏ايم تا جايگاه پذيرايى كافران باشد

ترجمه آقای خرّمشاهی: آيا كافران پنداشته‏اند كه بندگان مرا [به ناحق‏] به جاى من به دوستى بگيرند، [بايد بدانند كه‏] ما جهنم را چون منزلگاهى براى كافران آماده كرده‏ايم‏

(He is) the Knower of the Unseen [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

This is the Day of Separation which you used to deny. [Translate By Talal Itani]



قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا«103»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: بگو آيا به شما خبر دهيم كه زيانكارترين (مردم) در کارها، چه کساني هستند؟

ترجمه آقای فولادوند: بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم

ترجمه آقای خرّمشاهی: بگو آيا از زيانكارترين انسانها آگاهتان كنيم؟

Save unto every messenger whom He hath chosen [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Gather those who did wrong [Translate By Talal Itani]



الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا«104»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آنها كه تلاشهايشان در زندگي دنيا گم (و نابود) شده؛ با اينحال مي پندارند کارِ نيک انجام مي دهند!

ترجمه آقای فولادوند: [آنان] كسانى‏اند كه كوشش‏شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى‏پندارند كه كار خوب انجام مى‏دهند

ترجمه آقای خرّمشاهی: كسانى‏[اند] كه كوشش آنان در راه زندگانى دنيا، نقش بر آب شده است و ايشان چنين مى‏انگارند كه نيكو كردارند

That He may know that they have indeed conveyed the messages of their Lord. He surroundeth all their doings [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Besides Allah [Translate By Talal Itani]



أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا«105»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آنها كساني هستند كه به آيات پروردگارشان و لقاي او كافر شدند، به همين جهت اعمالشان حبط و نابود شد، لذا روز قيامت ميزاني براي آنها برپا نخواهيم كرد.

ترجمه آقای فولادوند: [آرى] آنان كسانى‏اند كه آيات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند در نتيجه اعمالشان تباه گرديد و روز قيامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهيم نهاد

ترجمه آقای خرّمشاهی: اينان كسانى هستند كه آيات پروردگارشان و لقاى او را انكار كرده‏اند، و اعمالشان تباه شده، لذا روز قيامت وزنى براى آنان قائل نيستيم‏

O thou wrapped up in thy raiment! [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And stop them. They are to be questioned.' [Translate By Talal Itani]



ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا«106»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: اينگونه كيفر آنها دوزخ است، بخاطر آنكه كافر شدند و آيات من و پيامبرانم را به باد استهزاء گرفتند.

ترجمه آقای فولادوند: اين جهنم سزاى آنان است چرا كه كافر شدند و آيات من و پيامبرانم را به ريشخند گرفتند

ترجمه آقای خرّمشاهی: اين چنين است كه به خاطر كفرى كه ورزيده‏اند و آيات و پيامبران مرا به ريشخند گرفته‏اند، جزاى آنان جهنم است‏

Keep vigil the night long [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

What is the matter with you? Why do you not help one another? [Translate By Talal Itani]



إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا«107»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: اما كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند باغهاي فردوس منزلگاهشان است.

ترجمه آقای فولادوند: بى‏گمان كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند باغهاى فردوس جايگاه پذيرايى آنان است

ترجمه آقای خرّمشاهی: بى‏گمان منزلگاه كسانى كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته كرده‏اند، باغهاى فردوس است‏

A half thereof [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

In fact [Translate By Talal Itani]



خَالِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا«108»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آنها جاودانه در آن خواهند ماند و هرگز تقاضاي نقل مكان از آنجا نمي‏كنند.

ترجمه آقای فولادوند: جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمى‏كنند

ترجمه آقای خرّمشاهی: كه جاودانه در آنند [و] از آنجا گرايش به هيچ جا ندارند

Or add (a little) thereto - and chant the Qur'an in measure [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They will come to one another [Translate By Talal Itani]



قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا«109»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: بگو اگر درياها براي (نوشتن) كلمات پروردگارم مركب شوند، درياها پايان مي‏گيرند پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان يابد، هر چند همانند آن (درياها) را به آن اضافه كنيم!

ترجمه آقای فولادوند: بگو اگر دريا براى كلمات پروردگارم مركب شود پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان پذيرد قطعا دريا پايان مى‏يابد هر چند نظيرش را به مدد [آن] بياوريم

ترجمه آقای خرّمشاهی: بگو اگر دريا براى [نوشتن‏] كلمات پروردگارم مركب باشد، بى‏شك آن دريا، پيش از به پايان رسيدن كلمات پروردگارم، به پايان مى‏رسد، ولو آنكه مددى همانند آن به ميان آوريم‏

For we shall charge thee with a word of weight. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They will say [Translate By Talal Itani]



فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا«11»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ما (پرده خواب را) در غار بر گوششان زديم، و سالها در خواب فرو رفتند.

ترجمه آقای فولادوند: پس در آن غار ساليانى چند بر گوشهايشان پرده زديم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و در همان غار بر [چشمها و] گوشهايشان تا چندين سال پرده كشيديم‏

Lo! the vigil of the night is (a time) when impression is more keen and speech more certain. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They will say [Translate By Talal Itani]



قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا«110»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: بگو من فقط بشري هستم همچون شما (امتيازم اين است كه) به من وحي مي‏شود كه معبود شما تنها يكي است، پس هر كس اميد لقاي پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد، و كسي را در عبادت پروردگارش شريك نكند.

ترجمه آقای فولادوند: بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مى‏شود كه خداى شما خدايى يگانه است پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد و هيچ كس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد

ترجمه آقای خرّمشاهی: بگو من بشرى همانند شما هستم، با اين تفاوت كه به من وحى مى‏شود كه خداى شما خداى يگانه است، حال هر آن كس كه اميد در لقاى پروردگارش بسته است، كار نيكو پيشه كند و در پرستش پروردگارش كسى را شريك نياورد

Lo! thou hast by day a chain of business. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

We had no authority over you. You yourselves were rebellious people. [Translate By Talal Itani]



ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا«12»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: سپس آنان را برانگيختيم تا بدانيم (و اين امر آشکار گردد که) کدام يک از آن دو گروه، مدت خواب خود را بهتر حساب کرده‏اند.

ترجمه آقای فولادوند: آنگاه آنان را بيدار كرديم تا بدانيم كدام يك از آن دو دسته مدت درنگشان را بهتر حساب كرده‏اند

ترجمه آقای خرّمشاهی: آنگاه از خواب بيدارشان ساختيم تا معلوم بداريم كه كدام يك از دو گروه، حساب مدت درنگ [و خوابشان‏] را بهتر مى‏شمارد

So remember the name of thy Lord and devote thyself with a complete devotion - [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

The Word of our Lord has been realized against us. We are tasting it. [Translate By Talal Itani]



نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى«13»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ما داستان آنان را بحق براي تو بازگو مي کنيم؛ آنها جواناني بودند که به پروردگارشان ايمان آوردند، و ما بر هدايتشان افزوديم.

ترجمه آقای فولادوند: ما خبرشان را بر تو درست‏حكايت مى‏كنيم آنان جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و بر هدايتشان افزوديم

ترجمه آقای خرّمشاهی: ما داستانشان را به راستى و درستى بر تو مى‏خوانيم ايشان جوانمردانى بودند كه [در نهان‏] به پروردگارشان ايمان آورده بودند و ما بر هدايتشان افزوديم‏

Lord of the East and the West; there is no God save Him; so choose thou Him alone for thy defender - [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

We seduced you. We were seducers.' [Translate By Talal Itani]



وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا«14»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و دلهايشان را محکم ساختيم در آن موقع که قيام کردند و گفتند: پروردگارِ ما، پروردگارِ آسمانها و زمين است؛ هرگز غير او معبودي را نمي خوانيم؛ که اگر چنين کنيم، سخني بگزاف گفته‏ايم.

ترجمه آقای فولادوند: و دلهايشان را استوار گردانيديم آنگاه كه [به قصد مخالفت با شرك] برخاستند و گفتند پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمين است جز او هرگز معبودى را نخواهيم خواند كه در اين صورت قطعا ناصواب گفته‏ايم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و دلهايشان را استوار داشتيم كه برخاستند و گفتند پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمين است، ما جز او خدايى نمى‏پرستيم كه در غير اين صورت هر چه بگوييم باطل است‏

And bear with patience what they utter [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

On that Day [Translate By Talal Itani]



هَؤُلَاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا«15»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: اين قوم ما هستند که معبودهايي جز خدا انتخاب کرده‏اند؛ چرا دليل آشکاري (بر اين کار) نمي آورند؟! و چه کسي ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!

ترجمه آقای فولادوند: اين قوم ما جز او معبودانى اختيار كرده‏اند چرا بر [حقانيت] آنها برهانى آشكار نمى‏آورند پس كيست‏ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ بندد

ترجمه آقای خرّمشاهی: اينان قوم ما هستند كه به جاى او خدايانى را به پرستش گرفته‏اند، چرا برهانى آشكار [بر حقانيت‏] آنان نمى‏آورند؟ پس كيست ستمكارتر از كسى كه بر خداوند دروغ بندد

Leave Me to deal with the deniers [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Thus We deal with the sinners. [Translate By Talal Itani]



وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحمته ويُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا«16»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و (به آنها گفتيم:) هنگامي که از آنان و آنچه جز خدا مي پرستند کناره گيري کرديد، به غار پناه بريد؛ که پروردگارتان (سايه) رحمتش را بر شما مي گستراند؛ و در اين امر، آرامشي براي شما فراهم مي سازد!

ترجمه آقای فولادوند: و چون از آنها و از آنچه كه جز خدا مى‏پرستند كناره گرفتيد پس به غار پناه جوييد تا پروردگارتان از رحمت‏خود بر شما بگستراند و براى شما در كارتان گشايشى فراهم سازد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون از ايشان و آنچه جز خداوند مى‏پرستند، كناره گرفتيد، در آن غار جاى گيريد تا پروردگارتان رحمت خويش را بر شما بگستراند و كار شما را به سامان آورد

Lo! with Us are heavy fetters and a raging fire [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

When it was said to them [Translate By Talal Itani]



وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِدًا«17»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: خورشيد را مي‏ديدي كه به هنگام طلوع به ظرف راست (غار) آنها متمايل مي‏گردد، و به هنگام غروب بطرف چپ، و آنها در محل وسيعي از غار قرار داشتند، اين از آيات خدا است، هر كس را خدا هدايت كند هدايت يافته واقعي او است، و هر كس را گمراه كند ولي و راهنمائي هرگز براي او نخواهي يافت.

ترجمه آقای فولادوند: و آفتاب را مى‏بينى كه چون برمى‏آيد از غارشان به سمت راست مايل است و چون فرو مى‏شود از سمت چپ دامن برمى‏چيند در حالى كه آنان در جايى فراخ از آن [غار قرار گرفته]اند اين از نشانه‏هاى [قدرت] خداست‏خدا هر كه را راهنمايى كند او راه‏يافته است و هر كه را بى‏راه گذارد هرگز براى او يارى راهبر نخواهى يافت

ترجمه آقای خرّمشاهی: و خورشيد را چون طلوع مى‏كرد مى‏ديدى كه از غارشان به سوى دست راست مى‏گرايد و چون غروب مى‏كرد از دست چپ آنان بر مى‏گذشت و آنان در گستره غار بودند، اين از آيات الهى است، هركس كه خداوند هدايتش كند رهيافته است و هركس كه او بيراه واگذارد، هرگز برايش سرور و راهنمايى نمى‏يابى‏

And food which choketh (the partaker) [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And said [Translate By Talal Itani]



وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا«18»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (اگر به آنها نگاه مي‏كردي) مي‏پنداشتي بيدارند، در حالي كه در خواب فرو رفته بودند، و ما آنها را به سمت راست و چپ مي‏گردانديم (تا بدنشان سالم بماند) و سگ آنها دستهاي خود را بر دهانه غار گشوده بود (و نگهباني مي‏كرد) اگر به آنها نگاه مي‏كردي فرار مي‏نمودي، و سر تا پاي تو از ترس و وحشت پر مي‏شد.

ترجمه آقای فولادوند: و مى‏پندارى كه ايشان بيدارند در حالى كه خفته‏اند و آنها را به پهلوى راست و چپ مى‏گردانيم و سگشان بر آستانه [غار] دو دست‏خود را دراز كرده [بود] اگر بر حال آنان اطلاع مى‏يافتى گريزان روى از آنها برمى‏تافتى و از [مشاهده] آنها آكنده از بيم مى‏شدى

ترجمه آقای خرّمشاهی: و آنان را بيدار مى‏انگاشتى و حال آنكه خفته بودند، و ايشان را [از چپ‏] به راست و [از راست‏] به چپ مى‏گردانيم و سگشان بازوانش را بر درگاه غار گشوده بود، چون به ايشان مى‏نگريستى، پشت مى‏كردى و مى‏گريختى و از ايشان هراسان مى‏شدى‏

On the day when the earth and the hills rock [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

In fact [Translate By Talal Itani]



وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءلُوا بَيْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَامًا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا«19»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: همينگونه ما آنها را (از خواب) برانگيختيم تا از يكديگر سؤ ال كنند، يكي از آنها گفت چه مدت خوابيديد؟ آنها گفتند يكروز يا بخشي از يكروز (و چون درست نتوانستند مدت خوابشان را بدانند) گفتند پروردگارتان از مدت خوابتان آگاهتر است، اكنون يك نفر را با اين سكه‏اي كه داريد به شهر بفرستيد تا بنگرد كدامين نفر از آنها غذاي پاكتري دارند، از آن مقداري براي روزي شما بياورد، اما بايد نهايت دقت را به خرج دهد و هيچ كس را از وضع شما آگاه نسازد.

ترجمه آقای فولادوند: و اين چنين بيدارشان كرديم تا ميان خود از يكديگر پرسش كنند گوينده‏اى از آنان گفت چقدر مانده‏ايد گفتند روزى يا پاره‏اى از روز را مانده‏ايم [سرانجام] گفتند پروردگارتان به آنچه مانده‏ايد داناتر است اينك يكى از خودتان را با اين پول خود به شهر بفرستيد تا ببيند كدام يك از غذاهاى آن پاكيزه‏تر است و از آن غذايى برايتان بياورد و بايد زيركى به خرج دهد و هيچ كس را از [حال] شما آگاه نگرداند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و بدين‏سان بود كه آنان را از خواب بيدار كرديم تا در ميان خويش همپرسى كنند، [چنانكه‏] يكى از آنان گفت چه مدت در اينجا مانده‏ايد؟ [در پاسخش‏] گفتند به اندازه يك روز يا بخشى از روز [در اينجا] مانده‏ايم، [ديگران‏] گفتند پروردگارتان آگاه‏تر است كه چه مدت مانده‏ايد، حال يكى از خودتان را با اين درهمتان به سوى شهر بفرستيد تا ببيند كه خوراك بهتر كجاست، و خوراكى از آن برايتان [بخرد و] بياورد و پنهانكارى كند و هيچ كس را از حال شما آگاه نگرداند

Lo! We have sent unto you a messenger as witness against you [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Most assuredly [Translate By Talal Itani]



قَيِّمًا لِّيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا«2»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: كتابي كه ثابت و مستقيم و نگاهبان كتب ديگر است، تا (بدكاران را) از عذاب شديد او بترساند، و مؤ منان را كه عمل صالح انجام مي‏دهند بشارت دهد كه پاداش نيكوئي براي آنهاست.

ترجمه آقای فولادوند: [كتابى] راست و درست تا [گناهكاران را] از جانب خود به عذابى سخت بيم دهد و مؤمنانى را كه كارهاى شايسته مى‏كنند نويد بخشد كه براى آنان پاداشى نيكوست

ترجمه آقای خرّمشاهی: كتابى استوار كه از سوى او عقوبتى سخت را هشدار دهد، و به مؤمنانى كه نيكوكارى مى‏كنند بشارت دهد كه پاداشى نيك [در پيش‏] دارند

But Pharaoh rebelled against the messenger [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And you will be repaid only for what you used to do. [Translate By Talal Itani]



إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا«20»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: چرا كه اگر آنها از وضع شما آگاه شوند سنگسارتان مي‏كنند، يا به آئين خويش شما را باز مي‏گردانند، و در آن صورت هرگز روي رستگاري را نخواهيد ديد!

ترجمه آقای فولادوند: چرا كه اگر آنان بر شما دست‏يابند سنگسارتان مى‏كنند يا شما را به كيش خود بازمى‏گردانند و در آن صورت هرگز روى رستگارى نخواهيد ديد

ترجمه آقای خرّمشاهی: چرا كه آنان اگر بر شما دست يابند سنگسارتان مى‏كنند يا شما را [با زور] به آيين خويش در مى‏آورند و در آن صورت هرگز رستگار نخواهيد شد

Then how [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Except for Allah's sincere servants. [Translate By Talal Itani]



وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا«21»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و اينچنين مردم را متوجه حال آنها كرديم تا بدانند وعده (رستاخيز) خداوند حق است و در پايان جهان و قيام قيامت شكي نيست، در آن هنگام كه ميان خود در اين باره نزاع مي‏كردند: گروهي مي‏گفتند بنائي بر آن بسازيد (تا براي هميشه از نظر پنهان شوند و از آنها سخن نگوئيد كه) پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است (ولي آنها كه از رازشان آگاهي يافتند و آنرا دليلي بر رستاخيز ديدند) گفتند ما مسجدي در كنار (مدفن) آنها مي‏سازيم (تا خاطره آنها فراموش نشود).

ترجمه آقای فولادوند: و بدين گونه [مردم آن ديار را] بر حالشان آگاه ساختيم تا بدانند كه وعده خدا راست است و [در فرا رسيدن] قيامت هيچ شكى نيست هنگامى كه ميان خود در كارشان با يكديگر نزاع مى‏كردند پس [عده‏اى] گفتند بر روى آنها ساختمانى بنا كنيد پروردگارشان به [حال] آنان داناتر است [سرانجام] كسانى كه بر كارشان غلبه يافتند گفتند حتما بر ايشان معبدى بنا خواهيم كرد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و بدين‏سان ديگران را از حال ايشان با خبر گردانديم تا بدانند كه وعده الهى راست و درست است و در قيامت ترديدى نيست، و هنگامى كه در ميان خويش بگومگو كردند و [عده‏اى‏] گفتند بر جايگاه آنان يادمانى بسازيد، پروردگارشان به احوال آنان آگاه‏تر است، و كسانى كه مهار كار ايشان را در دست داشتند گفتند بر جايگاه آنان [زيارتگاه و] معبدى خواهيم ساخت‏

The very heaven being then rent asunder. His promise is to be fulfilled. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

For them is a known provision. [Translate By Talal Itani]



سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاء ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا«22»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گروهي خواهند گفت آنها سه نفر بودند كه چهارمينشان سگ آنها بود، و گروهي مي‏گويند پنج نفر بودند كه ششمين آنها سگشان بود - همه اينها سخناني بدون دليل است - و گروهي مي‏گويند آنها هفت نفر بودند و هشتمينشان سگ آنها بود، بگو پروردگار من از تعداد آنها آگاهتر است جز گروه كمي تعداد آنها را نمي‏دانند، بنابراين در باره آنها جز با دليل سخن مگوي و از هيچكس پيرامون آنها سؤ ال منما.

ترجمه آقای فولادوند: به زودى خواهند گفت‏سه تن بودند [و] چهارمين آنها سگشان بود و مى‏گويند پنج تن بودند [و] ششمين آنها سگشان بود تير در تاريكى مى‏اندازند و [عده‏اى] مى‏گويند هفت تن بودند و هشتمين آنها سگشان بود بگو پروردگارم به شماره آنها آگاه‏تر است جز اندكى [كسى شماره] آنها را نمى‏داند پس در باره ايشان جز به صورت ظاهر جدال مكن و در مورد آنها از هيچ كس جويا مشو

ترجمه آقای خرّمشاهی: زودا كه بگويند آنان سه تن بودند، چهارمينشان سگشان بود، و بگويند پنج تن بودند، ششمينشان سگشان بود كه همه از روى حدس و گمان است، و گويند هفت تن بودند و هشتمينشان سگشان بود، بگو پروردگار من به عده آنان داناتر است، هيچ كس عده آنان را نمى‏داند جز معدودى، پس در كار و بار آنان جز در حدى سطحى بگومگو مكن و از احد از آنان درباره آنان نظر مخواه

Lo! This is a Reminder. Let him who will [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Fruits; and they will be honored. [Translate By Talal Itani]



وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا«23»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و هرگز نگو من فردا كاري انجام مي‏دهم.

ترجمه آقای فولادوند: و زنهار در مورد چيزى مگوى كه من آن را فردا انجام خواهم داد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و هرگز در هيچ كارى مگو كه من فردا كننده آن هستم‏

Lo! thy Lord knoweth how thou keepest vigil sometimes nearly two-thirds of the night [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

In the Gardens of Bliss. [Translate By Talal Itani]



إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا«24»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: مگر اينكه خدا بخواهد، و هر گاه فراموش كردي (جبران نما) و پروردگارت را بخاطر بياور، و بگو اميدوارم كه پروردگارم مرا به راهي روشنتر از اين هدايت كند.

ترجمه آقای فولادوند: مگر آنكه خدا بخواهد و چون فراموش كردى پروردگارت را ياد كن و بگو اميد كه پروردگارم مرا به راهى كه نزديكتر از اين به صواب است هدايت كند

ترجمه آقای خرّمشاهی: [و بگو] مگر آنكه خدا بخواهد، و چون [ان شاء الله گفتن را] فراموش كردى [هنگامى كه به ياد آوردى‏] پروردگارت را ياد كن و بگو باشد كه پروردگارم مرا به راهى نزديكتر از اين به صواب هدايت كند

O thou enveloped in thy cloak [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

On furnishings [Translate By Talal Itani]



وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا«25»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آنها در غار خود سيصد سال درنگ كردند، و نه سال نيز بر آن افزودند.

ترجمه آقای فولادوند: و سيصد سال در غارشان درنگ كردند و نه سال [نيز بر آن] افزودند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و در غارشان سيصد سال ماندند و نه سال هم بر آن افزودند

Arise and warn! [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They will be offered a cup of pure drink. [Translate By Talal Itani]



قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا«26»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: بگو خداوند از مدت توقفشان آگاهتر است، غيب آسمانها و زمين از آن او است راستي چه بينا و چه شنوا است ؟ آنها هيچ ولي و سرپرستي جز او ندارند، و هيچكس در حكم او شريك نيست.

ترجمه آقای فولادوند: بگو خدا به آنچه درنگ كردند داناتر است نهان آسمانها و زمين به او اختصاص دارد وه چه بينا و شنواست براى آنان ياورى جز او نيست و هيچ كس را در فرمانروايى خود شريك نمى‏گيرد

ترجمه آقای خرّمشاهی: بگو خداوند به مدت ماندنشان داناتر است، علم غيب آسمانها و زمين خاص اوست، چقدر بينا و چقدر شنواست، ايشان را جز او سرورى نيست، و در فرمانروايى خود كسى را شريك نمى‏سازد

Thy Lord magnify [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

White; a delight to those who drink. [Translate By Talal Itani]



وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا«27»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آنچه بتو از كتاب پروردگارت وحي شده تلاوت كن، هيچ چيز سخنان او را دگرگون نمي‏سازد، و ملجا و پناهگاهي جز او نمي‏يابي!

ترجمه آقای فولادوند: و آنچه را كه از كتاب پروردگارت به تو وحى شده است بخوان كلمات او را تغييردهنده‏اى نيست و جز او هرگز پناهى نخواهى يافت

ترجمه آقای خرّمشاهی: و آنچه از كتاب پروردگارت بر تو وحى شده است بخوان، [و بدان كه‏] كلمات [/ وعده‏هاى‏] او دگرگون‏كننده‏اى ندارد، و هرگز جز او پشت و پناهى نخواهى يافت‏

Thy raiment purify [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Never polluted [Translate By Talal Itani]



وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا«28»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: با كساني باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مي‏خوانند، و تنها ذات او را مي طلبند، هرگز چشمهاي خود را، بخاطر زينتهاي دنيا، از آنها برمگير، و از كساني كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن، همانها كه پيروي هواي نفس كردند، و كارهايشان افراطي است.

ترجمه آقای فولادوند: و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى‏خوانند [و] خشنودى او را مى‏خواهند شكيبايى پيشه كن و دو ديده‏ات را از آنان برمگير كه زيور زندگى دنيا را بخواهى و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته‏ايم و از هوس خود پيروى كرده و [اساس] كارش بر زياده‏روى است اطاعت مكن

ترجمه آقای خرّمشاهی: و با كسانى كه بامدادان و شامگاهان، پروردگارشان را [به دعا و نيايش‏] مى‏خوانند و در طلب خشنودى او هستند، مدارا كن، و در هواى تجمل زندگى دنيوى، چشم از ايشان بر مگير، و از كسى كه دلش را از ياد خويش غافل داشته‏ايم، و در پى هوى و هوس خويش است و كارش تباه است، پيروى مكن‏

Pollution shun! [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

With them will be bashful women with lovely eyes. [Translate By Talal Itani]



وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا«29»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: بگو اين حق است از سوي پروردگارتان، هر كس مي‏خواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود) و هر كس مي‏خواهد كافر گردد، ما براي ستمگران آتشي آماده كرده‏ايم كه سرا پرده‏اش آنها را از هر سو احاطه كرده است، و اگر تقاضاي آب كنند آبي براي آنها مي آورند همچون فلز گداخته كه صورتها را بريان مي‏كند، چه بد نوشيدني است و چه بد محل اجتماعي؟!

ترجمه آقای فولادوند: و بگو حق از پروردگارتان [رسيده] است پس هر كه بخواهد بگرود و هر كه بخواهد انكار كند كه ما براى ستمگران آتشى آماده كرده‏ايم كه سراپرده‏هايش آنان را در بر مى‏گيرد و اگر فريادرسى جويند به آبى چون مس گداخته كه چهره‏ها را بريان مى‏كند يارى مى‏شوند وه چه بد شرابى و چه زشت جايگاهى است

ترجمه آقای خرّمشاهی: و بگو اين حق و از سوى پروردگارتان است، هركس كه خواهد ايمان بياورد، و هركس كه خواهد كفرورزد، [و بدانند كه‏] ما براى ستمكاران [مشرك‏] آتشى فراهم آورده‏ايم كه سراپرده‏هاى آن آنان را فراخواهد گرفت، و چون به استغاثه آبى طلب كنند، به ايشان آبى چون فلز گداخته دهند كه [حرارتش‏] چهره‏هايشان را بريان كند، هم نوشابه‏اى بد است و هم مجلسى بد

And show not favour [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

As if they were closely guarded pearls. [Translate By Talal Itani]



مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا«3»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (همان بهشت برين كه) جاودانه در آن خواهند ماند.

ترجمه آقای فولادوند: در حالى كه جاودانه در آن [بهشت] ماندگار خواهند بود

ترجمه آقای خرّمشاهی: كه جاودانه [در جوار رحمت او] ماندگارند

For the sake of thy Lord [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then they will approach one another [Translate By Talal Itani]



إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا«30»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: مسلما كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ما پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهيم كرد.

ترجمه آقای فولادوند: كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند [بدانند كه] ما پاداش كسى را كه نيكوكارى كرده است تباه نمى‏كنيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: كسانى كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته كرده‏اند [بدانند كه‏] ما پاداش كسى را كه نيكوكارى كرده است، فرو نمى‏گذاريم‏

For when the trumpet shall sound [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

One of them will say [Translate By Talal Itani]



أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا«31»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آنها كساني هستند كه بهشت جاودان از آنشان است، باغهائي از بهشت كه نهرها از زير درختان و قصرهايش جاري است، در آنجا با دستبندهائي از طلا آراسته‏اند، و لباسهاي (فاخري) به رنگ سبز از حرير نازك و ضخيم در بر مي‏كنند، در حالي كه بر تختها تكيه كرده‏اند، چه پاداش خوبي و چه جمع نيكوئي؟!

ترجمه آقای فولادوند: آنانند كه بهشتهاى عدن به ايشان اختصاص دارد كه از زير [قصرها]شان جويبارها روان است در آنجا با دستبندهايى از طلا آراسته مى‏شوند و جامه‏هايى سبز از پرنيان نازك و حرير ستبر مى‏پوشند در آنجا بر سريرها تكيه مى‏زنند چه خوش پاداش و نيكو تكيه‏گاهى

ترجمه آقای خرّمشاهی: اينانند كه بهشت‏[هاى‏] عدن دارند كه جويباران از فرودستشان جارى است، و در آنجا به دستبندهاى زرين آراسته شوند و جامه‏هاى سبزرنگ از پرنيان [نازك‏] و ابريشم ستبر بپوشند، و در آنجا بر تختها تكيه زنند، هم پاداشى نيكوست و هم مجلسى نيكو

Surely that day will be a day of anguish [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Who used to say [Translate By Talal Itani]



وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا«32»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: براي آنها مثالي بيان كن، داستان آن دو مرد را كه براي يكي از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار داديم، و در گرداگرد آن درختان نخل و در ميان اين دو زراعت پربركت.

ترجمه آقای فولادوند: و براى آنان آن دو مرد را مثل بزن كه به يكى از آنها دو باغ انگور داديم و پيرامون آن دو [باغ] را با درختان خرما پوشانديم و ميان آن دو را كشتزارى قرار داديم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و براى آنان مثلى بزن از دو مرد كه به يكى از آنان دو تاكستان داده بوديم، و پيرامون آن را درخت خرما و در ميانه آنها كشتزارى قرار داده بوديم‏

Not of ease [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

That after we die and become dust and bones [Translate By Talal Itani]



كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا«33»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: هر دو باغ ميوه آورده بودند (ميوه‏هاي فراوان) و چيزي فروگذار نكرده بودند، و ميان آن دو نهر بزرگي از زمين بيرون فرستاديم.

ترجمه آقای فولادوند: هر يك از اين دو باغ محصول خود را [به موقع] مى‏داد و از [صاحبش] چيزى دريغ نمى‏ورزيد و ميان آن دو [باغ] نهرى روان كرده بوديم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و هر دو باغ ميوه‏اش را مى‏داد و از صاحبش چيزى دريغ نمى‏ورزيد و در ميانه آنها جويبارى روان كرده بوديم‏

Leave Me (to deal) with him whom I created lonely [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He will say [Translate By Talal Itani]



وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا«34»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: صاحب اين باغ درآمد قابل ملاحظه‏اي داشت به همين جهت به دوستش در حالي كه به گفتگو برخاسته بود چنين گفت من از نظر ثروت از تو برترم، و نفراتم نيرومندتر است!

ترجمه آقای فولادوند: و براى او ميوه فراوان بود پس به رفيقش در حالى كه با او گفت و گو مى‏كرد گفت مال من از تو بيشتر است و از حيث افراد از تو نيرومندترم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و بدين‏سان دارايى‏اى داشت، و [يك روز] به دوستش كه با او گفت و گو مى‏كرد گفت من از تو مالدارتر و با خدم و حشم‏ترم‏

And then bestowed upon him ample means [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He will look [Translate By Talal Itani]



وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَذِهِ أَبَدًا«35»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و در حالي كه به خود ستم مي كرد در باغش گام نهاد و گفت من گمان نمي‏كنم هرگز اين باغ فاني و نابود شود.

ترجمه آقای فولادوند: و در حالى كه او به خويشتن ستمكار بود داخل باغ شد [و] گفت گمان نمى‏كنم اين نعمت هرگز زوال پذيرد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و در حالى كه در حق خويش ستمكار بود، داخل باغش شد و گفت گمان ندارم كه اين [نعمت‏] هرگز نابود شود

And sons abiding in his presence [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He will say [Translate By Talal Itani]



وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا«36»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و باور نمي كنم قيامت برپا گردد و اگر به سوي پروردگارم بازگردم (و قيامتي در كار باشد) جايگاهي بهتر از اينجا خواهم يافت!

ترجمه آقای فولادوند: و گمان نمى‏كنم كه رستاخيز بر پا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم قطعا بهتر از اين را در بازگشت‏خواهم يافت

ترجمه آقای خرّمشاهی: و گمان ندارم كه قيامت بر پا شود، و اگر هم به سوى پروردگارم باز گردانده شوم، در آنجا جايگاهى بهتر از اين خواهم يافت‏

And made (life) smooth for him. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Were it not for the grace of my Lord [Translate By Talal Itani]



قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا«37»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: دوست (با ايمان)ش در حالي كه با او به گفتگو پرداخته بود گفت: آيا به خدائي كه تو را از خاك و سپس از نطفه آفريد، و بعد از آن تو را مرد كاملي قرار داد كافر شدي؟!

ترجمه آقای فولادوند: رفيقش در حالى كه با او گفت و گو مى‏كرد به او گفت آيا به آن كسى كه تو را از خاك سپس از نطفه آفريد آنگاه تو را [به صورت] مردى درآورد كافر شدى

ترجمه آقای خرّمشاهی: دوستش كه با او گفت و گو مى‏كرد گفت آيا به كسى كه تو را از خاك و سپس از نطفه آفريده است و سپس در هيئت انسانى [معتدل‏] سامان داده است، كفرمى‏ورزى؟

Yet he desireth that I should give more. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

We will not die. [Translate By Talal Itani]



لَّكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا«38»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ولي من كسي هستم كه «الله» پروردگار من است، و هيچكس را شريك پروردگارم قرار نمي‏دهم.

ترجمه آقای فولادوند: اما من [مى‏گويم] اوست‏خدا پروردگار من و هيچ كس را با پروردگارم شريك نمى‏سازم

ترجمه آقای خرّمشاهی: ولى من مى‏گويم او كه خداوند است، پروردگار من است و با پروردگارم احدى را شريك نمى‏آورم‏

Nay! For lo! he hath been stubborn to Our revelations. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Except for our first death [Translate By Talal Itani]



وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاء اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِن تُرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالًا وَوَلَدًا«39»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: تو چرا هنگامي كه وارد باغت شدي نگفتي اين نعمتي است كه خدا خواسته ؟ قوت (و نيروئي) جز از ناحيه خدا نيست، اما اگر مي بيني من از نظر مال و فرزند از تو كمترم (مطلب مهمي نيست).

ترجمه آقای فولادوند: و چون داخل باغت‏شدى چرا نگفتى ماشاء الله نيرويى جز به [قدرت] خدا نيست اگر مرا از حيث مال و فرزند كمتر از خود مى‏بينى

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چرا چون وارد باغت شدى، نگفتى 'ما شاء الله لا قوة الا بالله'، اگر مرا كم‏مال‏تر و كم‏زاد و رودتر مى‏بينى،

On him I shall impose a fearful doom. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

This is the supreme triumph. [Translate By Talal Itani]



وَيُنذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا«4»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و (نيز) آنها را كه گفتند خداوند فرزندي (براي خود) انتخاب كرده انذار كند.

ترجمه آقای فولادوند: و تا كسانى را كه گفته‏اند خداوند فرزندى گرفته است هشدار دهد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و تا كسانى را كه مى‏گويند خداوند فرزندى برگزيده است، بيم دهد

For lo! he did consider; then he planned - [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

For the like of this let the workers work. [Translate By Talal Itani]



فَعَسَى رَبِّي أَن يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا«40»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: شايد پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد، و مجازات حساب شده‏اي از آسمان بر باغ تو فرو فرستد، آنچنانكه آنرا به زمين بي گياه لغزنده‏اي تبديل كند!

ترجمه آقای فولادوند: اميد است كه پروردگارم بهتر از باغ تو به من عطا فرمايد و بر آن [باغ تو] آفتى از آسمان بفرستد تا به زمينى هموار و لغزنده تبديل گردد

ترجمه آقای خرّمشاهی: چه بسا پروردگارم بهتر از باغ تو به من ببخشد و بر باغ تو صاعقه‏اى از آسمان فرود فرستد و به صورت خاك و خاشاكى سترون در آيد

(Self-)destroyed is he [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Is this a better hospitality [Translate By Talal Itani]



أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا«41»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و يا آب آن در اعماق زمين فرو رود، آنچنانكه هرگز قدرت جستجوي آنرا نداشته باشي!

ترجمه آقای فولادوند: يا آب آن [در زمين] فروكش كند تا هرگز نتوانى آن را به دست آورى

ترجمه آقای خرّمشاهی: يا آب آن [به اعماق زمين‏] فرو رود، و هرگز نتوانى بازش يافت‏

Again (self-)destroyed is he [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

We made it an ordeal for the unjust. [Translate By Talal Itani]



وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَا أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا«42»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (به هر حال عذاب خدا فرا رسيد) و تمام ميوه‏هاي آن نابود شد، او مرتبا دستهاي خود را - بخاطر هزينه‏هائي كه در آن صرف كرده بود - بهم مي‏ماليد، در حالي كه تمام باغ بر پايه‏ها فرو ريخته بود، و مي‏گفت ايكاش كسي را شريك پروردگارم قرار نداده بودم!

ترجمه آقای فولادوند: [تا به او رسيد آنچه را بايد برسد] و [آفت آسمانى] ميوه‏هايش را فرو گرفت پس براى [از كف دادن] آنچه در آن [باغ] هزينه كرده بود دستهايش را بر هم مى‏زد در حالى كه داربستهاى آن فرو ريخته بود و [به حسرت] مى‏گفت اى كاش هيچ كس را شريك پروردگارم نمى‏ساختم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و [سرانجام‏] دارايى‏اش بر باد رفت، و او به خاطر هزينه‏اى كه در آن كرده بود، دست [حسرت‏] بر دست مى‏زد، و آن باغ سقفها و ديوارهايش فرو ريخته بود، و مى‏گفت كاش من هيچ كس را با پروردگارم شريك نمى‏انگاشتم‏

Then looked he [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

It is a tree that grows from the bottom of Hell. [Translate By Talal Itani]



وَلَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا«43»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و گروهي، غير از خدا، نداشت كه او را ياري كنند، و نمي‏توانست از خويشتن ياري گيرد.

ترجمه آقای فولادوند: و او را در برابر خدا گروهى نبود تا ياريش كنند و توانى نداشت كه خود را يارى كند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و براى او گروهى نبودند كه او را در برابر خداوند يارى دهند و انتقام گيرنده نبود

Then frowned he and showed displeasure. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Its fruits are like the devils' heads. [Translate By Talal Itani]



هُنَالِكَ الْوَلَايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَابًا وَخَيْرٌ عُقْبًا«44»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: در اين هنگام ثابت شد كه ولايت (و قدرت) از آن خداوند حق است، او است كه برترين ثواب و بهترين عاقبت را (براي مطيعان) دارد.

ترجمه آقای فولادوند: در آنجا [آشكار شد كه] يارى به خداى حق تعلق دارد اوست بهترين پاداش و [اوست] بهترين فرجام

ترجمه آقای خرّمشاهی: آنجاست كه ولايت از آن خداوند بر حق است، هموست كه خوش پاداش‏تر و بهترين بخشنده نيك سرانجامى است‏

Then turned he away in pride [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They will eat from it [Translate By Talal Itani]



وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِرًا«45»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: زندگي دنيا را براي آنها به آبي تشبيه كن كه از آسمان فرو مي‏فرستيم، و به وسيله آن گياهان زمين، سرسبز و درهم فرو مي‏روند، اما بعد از مدتي مي‏خشكند، به گونه‏اي بادها آنها را به هر سو پراكنده مي‏كنند، و خداوند بر هر چيز توانا است

ترجمه آقای فولادوند: و براى آنان زندگى دنيا را مثل بزن كه مانند آبى است كه آن را از آسمان فرو فرستاديم سپس گياه زمين با آن درآميخت و [چنان] خشك گرديد كه بادها پراكنده‏اش كردند و خداست كه همواره بر هر چيزى تواناست

ترجمه آقای خرّمشاهی: و براى آنان زندگى دنيوى را به آبى مثل بزن كه آن را از آسمان نازل كنيم و به آن گل و گياه زمين آميزد، و سرانجام خرد و خوار شود كه بادها پراكنده‏اش كنند، و خداوند بر هر كارى تواناست‏

And said: This is naught else than magic from of old; [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then [Translate By Talal Itani]



الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا«46»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: مال و فرزندان، زينت حيات دنيا هستند، و باقيات صالحات (ارزشهاي پايدار و شايسته) ثوابش نزد پروردگارت بهتر و اميد بخش تر است.

ترجمه آقای فولادوند: مال و پسران زيور زندگى دنيايند و نيكيهاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر اميد [نيز] بهتر است

ترجمه آقای خرّمشاهی: اموال و پسران، تجمل زندگى دنيوى است، و كارهاى ماندگار شايسته، نزد پروردگارت خوش پاداش‏تر و اميدبخش‏تر است‏

This is naught else than speech of mortal man. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then their return will be to the Blaze. [Translate By Talal Itani]



وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا«47»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: بخاطر بياور روزي را كه كوه‏ها را به حركت در مي‏آوريم، و زمين را آشكار (و مسطح) مي بيني، و همه آنها (انسانها) را محشور مي‏كنيم و احدي را فروگذار نخواهيم كرد.

ترجمه آقای فولادوند: و [ياد كن] روزى را كه كوهها را به حركت درمى‏آوريم و زمين را آشكار [و صاف] مى‏بينى و آنان را گرد مى‏آوريم و هيچ يك را فرو گذار نمى‏كنيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و روزى [آيد] كه كوهها را به حركت در آوريم و زمين را آشكار و هموار بينى و آنان را گرد آوريم و هيچ كس از آنان را فرو نگذاريم‏

Him shall I fling unto the burning. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They had found their parents astray. [Translate By Talal Itani]



وَعُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا لَّقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّن نَّجْعَلَ لَكُم مَّوْعِدًا«48»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آنها همه در يك صف به پروردگارت عرضه مي‏شوند (و به آنها گفته مي‏شود) شما همگي نزد ما آمديد آنگونه كه در آغاز شما را آفريديم اما شما گمان مي‏كرديد ما موعدي برايتان قرار نخواهيم داد.

ترجمه آقای فولادوند: و ايشان به صف بر پروردگارت عرضه مى‏شوند [و به آنها مى‏فرمايد] به راستى همان گونه كه نخستين بار شما را آفريديم [باز] به سوى ما آمديد بلكه پنداشتيد هرگز براى شما موعدى مقرر قرار نخواهيم داد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و [آنان را] بر پروردگارت به صف عرضه دارند [فرمايد] همچنانكه نخست بار شما را آفريده بوديم [تنها و برهنه‏] نزد ما آمديد، ولى گمان مى‏كرديد كه براى شما موعد [ديدارى‏] نمى‏گذاريم‏

- Ah [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And rushed along in their footsteps. [Translate By Talal Itani]



وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا«49»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و كتاب (كتابي كه نامه اعمال همه انسانها است) در آنجا گذارده مي‏شود، اما گنهكاران را مي‏بيني كه از آنچه در آن است ترسان و متوحش اند، و مي‏گويند: اي واي بر ما! اين چه كتابي است كه هيچ عمل كوچك و بزرگي نيست مگر اينكه آنرا شماره كرده است ؟ و همه اعمال خود را حاضر مي‏بينند، و پروردگارت به احدي ظلم نمي‏كند.

ترجمه آقای فولادوند: و كارنامه [عمل شما در ميان] نهاده مى‏شود آنگاه بزهكاران را از آنچه در آن است بيمناك مى‏بينى و مى‏گويند اى واى بر ما اين چه نامه‏اى است كه هيچ [كار] كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته جز اينكه همه را به حساب آورده است و آنچه را انجام داده‏اند حاضر يابند و پروردگار تو به هيچ كس ستم روا نمى‏دارد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و كارنامه‏ها را در ميان آورند، آنگاه گناهكاران را از آنچه در آن است هراسان بينى، و گويند واى بر ما اين چه كتابى است كه هيچ خرد و بزرگى را فرو نگذاشته مگر آنكه بر شمرده است، و آنچه را انجام داده‏اند حاضر يابند و پروردگارت بر هيچ كس ستم روا نمى‏دارد

It leaveth naught; it spareth naught [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And most of the ancients before them went astray. [Translate By Talal Itani]



مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا«5»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: نه آنها (هرگز) به اين سخن يقين دارند و نه پدرانشان، سخن بزرگي از دهانشان خارج مي‏شود، آنها مسلما دروغ مي‏گويند.

ترجمه آقای فولادوند: نه آنان و نه پدرانشان به اين [ادعا] دانشى ندارند بزرگ سخنى است كه از دهانشان برمى‏آيد [آنان] جز دروغ نمى‏گويند

ترجمه آقای خرّمشاهی: به اين امر نه خودشان علم [و يقين‏] دارند نه پدرانشان، ناپسند است سخنى كه از دهان ايشان بر مى‏آيد، و جز دروغ نمى‏گويند

It shrivelleth the man. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Even though We sent messengers to warn them. [Translate By Talal Itani]



وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا«50»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: به ياد آريد زماني را كه به فرشتگان گفتيم براي آدم سجده كنيد آنها همگي سجده كردند، جز ابليس، او از جن بود، سپس از فرمان پروردگارش خارج شد، آيا (با اينحال) او و فرزندانش را به جاي من اولياي خود انتخاب مي‏كنيد در حالي كه دشمن شما هستند؟ اينها چه جانشينهاي بدي براي ظالماناند.

ترجمه آقای فولادوند: و [ياد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم آدم را سجده كنيد پس [همه] جز ابليس سجده كردند كه از [گروه] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد آيا [با اين حال] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‏گيريد و حال آنكه آنها دشمن شمايند و چه بد جانشينانى براى ستمگرانند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چنين بود كه به فرشتگان گفتيم به آدم سجده بريد، همه سجده بردند مگر ابليس كه از جنيان بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد، آيا شما او و زاد و رودش را به جاى من به دوستى مى‏گيريد، و حال آنكه ايشان دشمنان شما هستند، ستمكاران [مشرك‏] بد جانشينى [به جاى خدا] دارند

Above it are nineteen. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

So observe the end of those who were warned. [Translate By Talal Itani]



مَا أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا«51»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: من آنها را به هنگام آفرينش آسمانها و زمين حاضر نساختم، و نه بهنگام آفرينش نوع خودشان، و من گمراه كنندگان را دستيار خود

ترجمه آقای فولادوند: [من] آنان را نه در آفرينش آسمانها و زمين به شهادت طلبيدم و نه در آفرينش خودشان و من آن نيستم كه گمراهگران را همكار خود بگيرم

ترجمه آقای خرّمشاهی: آنان را در هنگام آفرينش آسمانها و زمين و آفرينش خودشان گواه نگرفتم و من آن نيستم كه گمراه‏كنندگان را به يارى بگيرم‏

We have appointed only angels to be wardens of the Fire [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Except for the sincere servants of Allah. [Translate By Talal Itani]



وَيَوْمَ يَقُولُ نَادُوا شُرَكَائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُم مَّوْبِقًا«52»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: بخاطر بياوريد روزي را كه خدا مي‏گويد شريكهائي را كه براي من مي‏پنداشتيد صدا بزنيد (تا به كمك شما بشتابند) ولي هر چه آنها را مي‏خوانند جوابشان نمي‏دهند، و ما در ميان اين دو گروه كانون هلاكتي قرار داده‏ايم.

ترجمه آقای فولادوند: و [ياد كن] روزى را كه [خدا] مى‏گويد آنهايى را كه شريكان من پنداشتيد ندا دهيد پس آنها را بخوانند و[لى] اجابتشان نكنند و ما ميان آنان ورطه‏اى قرار دهيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و روزى كه فرمايد شركايى را كه براى من مى‏انگاشتيد فراخوانيد، آنگاه ايشان را بخوانند و پاسخى به ايشان ندهند، و در ميان آنان مهلكه‏اى فاصله اندازيم‏

Nay [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And Noah called out to Us [Translate By Talal Itani]



وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمْ يَجِدُوا عَنْهَا مَصْرِفًا«53»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و گنهكاران آتش (دوزخ) را مي‏بينند و يقين مي‏كنند كه بر آتش افكنده ميشوند و هم آتش بر آنها، و هيچگونه راه گريزي از آن نخواهند يافت!

ترجمه آقای فولادوند: و گناهكاران آتش [دوزخ] را مى‏بينند و درمى‏يابند كه در آن خواهند افتاد و از آن راه گريزى نيابند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و گناهكاران آتش دوزخ را ببينند و بدانند كه در آن خواهند افتاد و از آن گريزى نيابند

And the night when it withdraweth [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We saved him and his family from the great calamity. [Translate By Talal Itani]



وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا«54»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ما در اين قرآن هر گونه مثلي را براي مردم بيان كرده‏ايم، ولي انسان بيش از هر چيز به جدل مي‏پردازد.

ترجمه آقای فولادوند: و به راستى در اين قرآن براى مردم از هر گونه مثلى آورديم و[لى] انسان بيش از هر چيز سر جدال دارد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و در اين قرآن براى مردم هر گونه مثلى را گونه‏گون بيان داشته‏ايم و انسان از هر موجودى جدل‏پيشه‏تر است‏

And the dawn when it shineth forth [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We made his descendants the survivors. [Translate By Talal Itani]



وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى وَيَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّا أَن تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ قُبُلًا«55»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: تنها مانع انسانها از اينكه هنگامي كه هدايت به سراغشان آمد ايمان بياورند و از پروردگارشان تقاضاي آمرزش كنند اين بود كه سرنوشت پيشينيان دامانشان را بگيرد، و يا عذاب الهي را در برابر خود مشاهده كنند!

ترجمه آقای فولادوند: و چيزى مانع مردم نشد از اينكه وقتى هدايت به سويشان آمد ايمان بياورند و از پروردگارشان آمرزش بخواهند جز اينكه [مستحق شوند] تا سنت [خدا در مورد عذاب] پيشينيان در باره آنان [نيز] به كار رود يا عذاب رويارويشان بيايد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و مردمان را به هنگامى كه هدايت به سويشان آمد، چيزى از ايمان آوردن و آمرزش خواهى از پروردگارشان باز نداشت، مگر آنكه سنت پيشينيان براى آنان نيز پيش آمد، يا عذاب رويا رويشان آمد

Lo! this is one of the greatest (portents) [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We left mention of him among those who succeeded. [Translate By Talal Itani]



وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنذِرُوا هُزُوًا«56»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ما پيامبران را جز براي بشارت و انذار نمي‏فرستيم، اما كافران همواره مجادله به باطل مي‏كنند تا (به گمان خود) حق را از ميان بردارند، و آيات ما و مجازاتهائي را كه به آنها وعده داده شده است به باد مسخر گيرند.

ترجمه آقای فولادوند: و پيامبران [خود] را جز بشارت‏دهنده و بيم‏رسان گسيل نمى‏داريم و كسانى كه كافر شده‏اند به باطل مجادله مى‏كنند تا به وسيله آن حق را پايمال گردانند و نشانه‏هاى من و آنچه را [بدان] بيم داده شده‏اند به ريشخند گرفتند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و ما پيامبران را جز مژده آور و هشداردهنده نمى‏فرستيم و كافران از باطل دفاع مى‏كنند كه حق را با آن ابطال كنند، و آيات من و هشدار خويش را به ريشخند گرفتند

As a warning unto men [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Peace be upon Noah among all people. [Translate By Talal Itani]



وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا«57»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: چه كسي ستمكارتر است از آنها كه به هنگام يادآوري آيات پروردگارشان از آن روي مي گردانند، و آنچه را با دست خود انجام داده فراموش مي‏كنند، ما بر دلهاشان پرده افكنده‏ايم تا نفهمند، و در گوشهايشان سنگيني قرار داده‏ايم (تا صداي حق را نشنوند!) و لذا اگر آنها را به سوي هدايت بخواني هرگز هدايت نمي‏شوند!

ترجمه آقای فولادوند: و كيست‏ستمكارتر از آن كس كه به آيات پروردگارش پند داده شده و از آن روى برتافته و دستاورد پيشينه خود را فراموش كرده است ما بر دلهاى آنان پوششهايى قرار داديم تا آن را درنيابند و در گوشهايشان سنگينى [نهاديم] و اگر آنها را به سوى هدايت فراخوانى باز هرگز به راه نخواهند آمد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و كيست ستمكارتر از كسى كه به آيات پروردگارش پند داده شود و از آن روى بگرداند و كار و كردار پيشين خود را فراموش كند، ما بر دلهايشان پرده‏هايى كشيده‏ايم كه آن [پيام‏] را در نيابند و در گوشهاى آنان سنگينى‏اى [نهاده‏ايم‏] و اگر ايشان را به سوى هدايت فراخوانى، هرگز و به هيچ وجه راه نيابند

Unto him of you who will advance or hang back. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

We thus reward the righteous. [Translate By Talal Itani]



وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن يَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئِلًا«58»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و پروردگار تو آمرزنده و صاحب رحمت است، اگر ميخواست آنها را مجازات كند عذاب هر چه زودتر براي آنها مي‏فرستاد، ولي براي آنها موعدي است كه با فرا رسيدنش راه فراري نخواهند داشت.

ترجمه آقای فولادوند: و پروردگار تو آمرزنده [و] صاحب رحمت است اگر به [جرم] آنچه مرتكب شده‏اند آنها را مؤاخذه مى‏كرد قطعا در عذاب آنان تعجيل مى‏نمود [ولى چنين نمى كند] بلكه براى آنها سر رسيدى است كه هرگز از برابر آن راه گريزى نمى‏يابند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و پروردگار تو آمرزگار صاحب رحمت است، اگر آنان را به خاطر آنچه كرده‏اند، فرو مى‏گرفت، عذابشان را پيش مى‏انداخت، ولى براى آنان ميعادى مقرر است كه در برابر آن پناهگاهى نمى‏يابند

Every soul is a pledge for its own deeds; [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He was one of Our believing servants. [Translate By Talal Itani]



وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا«59»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: اينها شهرها و آباديهائي است (كه ويرانه‏هايش را با چشم مي‏بينيد) ما آنها را به هنگامي كه ستم كرده‏اند هلاك كرديم و (در عين حال) براي هلاكتشان موعدي قرار داديم.

ترجمه آقای فولادوند: و [مردم] آن شهرها چون بيدادگرى كردند هلاكشان كرديم و براى هلاكتشان موعدى مقرر داشتيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و اين شهرهايى است كه چون [اهلش‏] ستم ورزيدند، نابودشان كرديم، و براى نابوديشان ميعادى مقرر داشتيم‏

Save those who will stand on the right hand. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then We drowned the others. [Translate By Talal Itani]



فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا«6»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گويي مي خواهي بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کني اگر به اين گفتار ايمان نياورند!

ترجمه آقای فولادوند: شايد اگر به اين سخن ايمان نياورند تو جان خود را از اندوه در پيگيرى [كار]شان تباه كنى

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چه بسا تو جان خود را در كار و بار ايشان، از شدت تاسف مى‏فرسايى، كه چرا به اين سخن ايمان نمى‏آورند

In gardens they will ask one another [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Of his kind was Abraham. [Translate By Talal Itani]



وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا«60»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: بخاطر بياور هنگامي كه موسي به دوست خود گفت: من دست از طلب برنمي‏دارم تا به محل تلاقي دو دريا برسم هر چند مدت طولاني به راه خود ادامه دهم.

ترجمه آقای فولادوند: و [ياد كن] هنگامى را كه موسى به جوان [همراه] خود گفت دست بردار نيستم تا به محل برخورد دو دريا برسم هر چند سالها[ى سال] سير كنم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چنين بود كه موسى به شاگردش گفت دست از سير و طلب برندارم تا به مجمع‏البحرين برسم، يا آنكه روزگارانى دراز راه بپيمايم‏

Concerning the guilty: [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

When he came to his Lord with a sound heart. [Translate By Talal Itani]



فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَبًا«61»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: هنگامي كه به محل تلاقي آن دو دريا رسيدند ماهي خود را (كه براي تغذيه همراه داشتند فراموش كردند و ماهي راه خود را در پيش گرفت (و روان شد).

ترجمه آقای فولادوند: پس چون به محل برخورد دو [دريا] رسيدند ماهى خودشان را فراموش كردند و ماهى در دريا راه خود را در پيش گرفت [و رفت]

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون به مجمع بين آن دو [دريا] رسيدند ماهيشان را فراموش كردند كه راهش را به ميان دريا در پيش گرفته بود و روانه شده بود

What hath brought you to this burning ? [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said to his father and his people [Translate By Talal Itani]



فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءنَا لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا«62»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: هنگامي كه از آنجا گذشتند موسي به يار همسفرش گفت غذاي ما را بياور كه از اين سفر، سخت خسته شده‏ايم.

ترجمه آقای فولادوند: و هنگامى كه [از آنجا] گذشتند [موسى] به جوان خود گفت غذايمان را بياور كه راستى ما از اين سفر رنج بسيار ديديم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون چندى از آنجا گذشتند [موسى‏] به شاگردش گفت غذايمان را بياور كه از اين سفرمان خستگى و ماندگى ديده‏ايم‏

They will answer: We were not of those who prayed [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Is it falsified gods [Translate By Talal Itani]



قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا«63»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: او گفت بخاطر داري هنگامي كه ما به كنار آن صخره پناه برديم (و استراحت كرديم من در آنجا فراموش كردم جريان ماهي را بازگو كنم، اين شيطان بود كه ياد آنرا از خاطر من برد، و ماهي به طرز شگفتانگيزي راه خود را در دريا پيش گرفت!

ترجمه آقای فولادوند: گفت ديدى وقتى به سوى آن صخره پناه جستيم من ماهى را فراموش كردم و جز شيطان [كسى] آن را از ياد من نبرد تا به يادش باشم و به طور عجيبى راه خود را در دريا پيش گرفت

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفت ملاحظه كن، وقتى كه در كنار آن تخته‏سنگ آرام گرفتيم، من [داستان‏] ماهى را فراموش كردم و جز شيطان آن را از ياد من نبرد كه [به شما] بگويم و [آن ماهى‏] با كمال شگفتى راهش را به ميان دريا در پيش گرفت‏

Nor did we feed the wretched. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

So what is your opinion about the Lord of the Worlds?' [Translate By Talal Itani]



قَالَ ذَلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصًا«64»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (موسي) گفت اين همان است كه ما مي‏خواستيم، و آنها از همان راه بازگشتند در حالي كه پيجوئي مي‏كردند.

ترجمه آقای فولادوند: گفت اين همان بود كه ما مى‏جستيم پس جستجوكنان رد پاى خود را گرفتند و برگشتند

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفت اين همانجاست كه ما جستجويش مى‏كرديم، لذا پى‏جويانه بازگشتند

We used to wade (in vain dispute) with (all) waders [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then he took a glance at the stars. [Translate By Talal Itani]



فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا«65»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (در آنجا بنده‏اي از بندگان ما را يافتند كه او را مشمول رحمت خود ساخته و از سوي خود علم فراواني به او تعليم داده بوديم.

ترجمه آقای فولادوند: تا بنده‏اى از بندگان ما را يافتند كه از جانب خود به او رحمتى عطا كرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بوديم

ترجمه آقای خرّمشاهی: آنگاه بنده‏اى از بندگان ما [خضر] را يافتند كه به او رحمتى از سوى خويش ارزانى داشته و از پيشگاه خود به او علم [لدنى‏] آموخته بوديم‏

And we used to deny the Day of Judgment [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And said [Translate By Talal Itani]



قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا«66»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: موسي به او گفت آيا من از تو پيروي كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده است و مايه رشد و صلاح است به من بياموزي؟!

ترجمه آقای فولادوند: موسى به او گفت آيا تو را به شرط اينكه از بينشى كه آموخته شده‏اى به من ياد دهى پيروى كنم

ترجمه آقای خرّمشاهی: موسى به او گفت آيا مى‏توانم از شما پيروى كنم كه از بينشى كه آموخته‏اى به من نيز بياموزى؟

Till the Inevitable came unto us. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

But they turned their backs on him [Translate By Talal Itani]



قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا«67»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت تو هرگز نمي‏تواني با من شكيبائي كني!

ترجمه آقای فولادوند: گفت تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر كنى

ترجمه آقای خرّمشاهی: [خضر] گفت تو هرگز همپاى من صبر نتوانى كرد

The mediation of no mediators will avail them then. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then he turned to their gods [Translate By Talal Itani]



وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا«68»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و چگونه ميتواني در برابر چيزي كه از رموزش آگاه نيستي شكيبا باشي.

ترجمه آقای فولادوند: و چگونه مى‏توانى بر چيزى كه به شناخت آن احاطه ندارى صبر كنى

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چگونه درباره چيزى كه به آن علم و احاطه ندارى، صبر ورزى؟

Why now turn they away from the Admonishment [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

What is it with you [Translate By Talal Itani]



قَالَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا«69»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (موسي) گفت انشاء الله مرا شكيبا خواهي يافت، و در هيچ كاري مخالفت فرمان تو نخواهم كرد.

ترجمه آقای فولادوند: گفت ان شاء الله مرا شكيبا خواهى يافت و در هيچ كارى تو را نافرمانى نخواهم كرد

ترجمه آقای خرّمشاهی: [موسى‏] گفت ان شاء الله مرا شكيبا خواهى يافت، و از امر تو سرپيچى نمى‏كنم‏

As they were frightened asses [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then he turned on them [Translate By Talal Itani]



إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا«7»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ما آنچه را روي زمين است زينت آن قرار داديم، تا آنها را بيازماييم که کدامينشان بهتر عمل مي کنند!

ترجمه آقای فولادوند: در حقيقت ما آنچه را كه بر زمين است زيورى براى آن قرار داديم تا آنان را بيازماييم كه كدام يك از ايشان نيكوكارترند

ترجمه آقای خرّمشاهی: ما آنچه را در زمين هست زيورى براى آن ساخته‏ايم تا بيازماييمشان كه كداميك نيكو كردارترند

Fleeing from a lion ? [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And they came running towards him. [Translate By Talal Itani]



قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا«70»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (خضر) گفت پس اگر ميخواهي به دنبال من بيائي از هيچ چيز سؤ ال مكن تا خودم (به موقع) آنرا براي تو بازگو كنم.

ترجمه آقای فولادوند: گفت اگر مرا پيروى مى‏كنى پس از چيزى سؤال مكن تا [خود] از آن با تو سخن آغاز كنم

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفت اگر از من پيروى مى‏كنى از هيچ چيز از من سؤال مكن تا آنكه درباره آن با تو سخن بگويم‏

Nay [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا«71»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آنها به راه افتادند تا اينكه سوار كشتي شدند و او كشتي را سوراخ كرد، (موسي) گفت آيا آنرا سوراخ كردي كه اهلش را غرق كني، راستي چه كار بدي انجام دادي؟!

ترجمه آقای فولادوند: پس رهسپار گرديدند تا وقتى كه سوار كشتى شدند [وى] آن را سوراخ كرد [موسى] گفت آيا كشتى را سوراخ كردى تا سرنشينانش را غرق كنى واقعا به كار ناروايى مبادرت ورزيدى

ترجمه آقای خرّمشاهی: پس رهسپار شدند تا آنكه سوار كشتى‏اى شدند [و خضر] آن را سوراخ كرد [موسى‏] گفت سوراخش كردى كه سرنشينانش را غرق كنى؟ عجب كار هول‏انگيزى كردى‏

Nay [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

When Allah created you [Translate By Talal Itani]



قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا«72»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت نگفتم تو هرگز نمي‏تواني با من شكيبائي كني؟!

ترجمه آقای فولادوند: گفت آيا نگفتم كه تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر كنى

ترجمه آقای خرّمشاهی: [خضر] گفت مگر نگفتمت كه تو همپاى من صبر نتوانى كرد

Nay [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They said [Translate By Talal Itani]



قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا«73»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (موسي) گفت مرا بخاطر اين فراموشكاري مواخذه مكن، و بر من بخاطر اين امر سخت مگير.

ترجمه آقای فولادوند: [موسى] گفت به سبب آنچه فراموش كردم مرا مؤاخذه مكن و در كارم بر من سخت مگير

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفت مرا به خاطر آنچه فراموش كردم مؤاخذه مكن و كار را بر من سخت مگير

So whosoever will may heed. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They wished him ill [Translate By Talal Itani]



فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُّكْرًا«74»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: باز به راه خود ادامه دادند تا اينكه كودكي را ديدند و او آن كودك را كشت! (موسي) گفت: آيا انسان پاكي را بيآنكه قتلي كرده باشد كشتي؟! به راستي كار منكر و زشتي انجام دادي!

ترجمه آقای فولادوند: پس رفتند تا به نوجوانى برخوردند [بنده ما] او را كشت [موسى به او ] گفت آيا شخص بى‏گناهى را بدون اينكه كسى را به قتل رسانده باشد كشتى واقعا كار ناپسندى مرتكب شدى

ترجمه آقای خرّمشاهی: باز رهسپار شدند تا آنكه به جوانى برخوردند و [خضر] او را كشت [موسى‏] گفت آيا انسان بيگناهى را بدون آنكه قصاصى در بين باشد، كشتى، به راستى كار ناپسنديده‏اى كردى‏

And they will not heed unless Allah willeth (it). He is the fount of fear. He is the fount of Mercy. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِي صَبْرًا«75»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (باز آن مرد عالم) گفت به تو نگفتم تو هرگز توانائي نداري با من صبر كني؟!

ترجمه آقای فولادوند: گفت آيا به تو نگفتم كه هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر كنى

ترجمه آقای خرّمشاهی: [خضر] گفت مگر نگفتمت كه تو همپاى من صبر نتوانى كرد؟

Nay [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

My Lord [Translate By Talal Itani]



قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْرًا«76»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (موسي) گفت اگر بعد از اين از تو درباره چيزي سؤ ال كنم ديگر با من مصاحبت نكن، چرا كه از ناحيه من ديگر معذور خواهي بود!

ترجمه آقای فولادوند: [موسى] گفت اگر از اين پس چيزى از تو پرسيدم ديگر با من همراهى مكن [و] از جانب من قطعا معذور خواهى بود

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفت اگر بعد از اين از تو درباره چيزى پرس و جو كردم با من همراهى مكن، كه ديگر [در تركم‏] معذور خواهى بود

Nay [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

So We gave him good news of a clement boy. [Translate By Talal Itani]



فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَنْ يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا«77»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: باز به راه خود ادامه دادند، تا به قريه‏اي رسيدند، از آنها خواستند كه به آنها غذا دهند، ولي آنها از مهمان كردنشان خودداري نمودند (با اينحال) آنها در آنجا ديواري يافتند كه مي‏خواست فرود آيد، (آن مرد عالم) آنرا برپا داشت، (موسي) گفت (لااقل) مي‏خواستي در مقابل اين كار اجرتي بگيري؟!

ترجمه آقای فولادوند: پس رفتند تا به اهل قريه‏اى رسيدند از مردم آنجا خوراكى خواستند و[لى آنها] از مهمان نمودن آن دو خوددارى كردند پس در آنجا ديوارى يافتند كه مى‏خواست فرو ريزد و [بنده ما] آن را استوار كرد [موسى] گفت اگر مى‏خواستى [مى‏توانستى] براى آن مزدى بگيرى

ترجمه آقای خرّمشاهی: باز رهسپار شدند تا آنكه به اهل شهرى رسيدند و از مردمش خوراكى خواستند، آنان از مهمان كردنشان، ابا كردند، سپس ديوارى را ديدند كه مى‏خواست فرو ريزد [خضر] آن را برپا داشت [موسى‏] گفت اگر مى‏خواستى براى اين كار از آنان مزدى مى‏گرفتى‏

Thinketh man that We shall not assemble his bones ? [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then [Translate By Talal Itani]



قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا«78»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: او گفت اينك وقت جدائي من و تو فرا رسيده است، اما به زودي سر آنچه را كه نتوانستي در برابر آن صبر كني براي تو بازگو مي‏كنم.

ترجمه آقای فولادوند: گفت اين [بار ديگر وقت] جدايى ميان من و توست به زودى تو را از تاويل آنچه كه نتوانستى بر آن صبر كنى آگاه خواهم ساخت

ترجمه آقای خرّمشاهی: [خضر] گفت اينجا ديگر [هنگام‏] جدايى من و توست، هم‏اكنون تو را از معناى آنچه بر آن صبر نتوانستى كرد، آگاه مى‏سازم‏

Yea [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then [Translate By Talal Itani]



أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا«79»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: اما آن كشتي متعلق به گروهي از مستمندان بود كه با آن در دريا كار مي‏كردند و من خواستم آنرا معيوب كنم (چرا كه) پشت سر آنها پادشاهي ستمگر بود كه هر كشتي را از روي غصب مي‏گرفت.

ترجمه آقای فولادوند: اما كشتى از آن بينوايانى بود كه در دريا كار مى‏كردند خواستم آن را معيوب كنم [چرا كه] پيشاپيش آنان پادشاهى بود كه هر كشتى [درستى] را به زور مى‏گرفت

ترجمه آقای خرّمشاهی: اما كشتى متعلق به بينوايانى بود كه خود [يا براى آنان‏] در دريا كار مى‏كردند، پس خواستم آن را عيب‏ناك كنم، و پادشاهى در پيشاروى آنان بود كه هر كشتى [سالمى‏] را به زور مى‏گرفت‏

But man would fain deny what is before him. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

We called out to him [Translate By Talal Itani]



وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا«8»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (ولي اين زرق و برقها پايدار نيست،) و ما (سرانجام) قشر روي زمين را خاک بي گياهي قرار مي دهيم!

ترجمه آقای فولادوند: و ما آنچه را كه بر آن است قطعا بيابانى بى‏گياه خواهيم كرد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و ما [سرانجام‏] آنچه بر روى آن [زمين‏] هست به صورت خاك و خاشاكى سترون در مى‏آوريم‏

He asketh: When will be this Day of Resurrection ? [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

You have fulfilled the vision.' Thus We reward the doers of good. [Translate By Talal Itani]



وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا«80»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و اما آن نوجوان پدر و مادرش با ايمان بودند، ما نخواستيم او آنها را به طغيان و كفر وادارد.

ترجمه آقای فولادوند: و اما نوجوان پدر و مادرش [هر دو] مؤمن بودند پس ترسيديم [مبادا] آن دو را به طغيان و كفر بكشد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و اما آن جوان، پدر و مادرش مؤمن بودند و ما بيمناك شديم كه مبادا كفر و طغيانى بر آنان تحميل كند

But when sight is confounded [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

This was certainly an evident test. [Translate By Talal Itani]



فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا«81»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ما اراده كرديم كه پروردگارشان فرزند پاكتر و پرمحبت تري بجاي او به آنها بدهد.

ترجمه آقای فولادوند: پس خواستيم كه پروردگارشان آن دو را به پاكتر و مهربانتر از او عوض دهد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و خواستيم كه پروردگارشان به جاى او براى ايشان فرزندى پاكنهادتر و مهربان‏تر جانشين گرداند

And the moon is eclipsed [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We redeemed him with a great sacrifice. [Translate By Talal Itani]



وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا«82»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و اما آن ديوار متعلق به دو نوجوان يتيم در آن شهر بود، و زير آن گنجي متعلق به آنها وجود داشت و پدرشان مرد صالحي بود، پروردگار تو مي‏خواست آنها به حد بلوغ برسند، و گنجشان را استخراج كنند، اين رحمتي از پروردگارت بود، من به دستور خود اين كار را نكردم، و اين بود سر كارهائي كه توانائي شكيبائي در برابر آنها نداشتي!

ترجمه آقای فولادوند: و اما ديوار از آن دو پسر [بچه] يتيم در آن شهر بود و زير آن گنجى متعلق به آن دو بود و پدرشان [مردى] نيكوكار بود پس پروردگار تو خواست آن دو [يتيم] به حد رشد برسند و گنجينه خود را كه رحمتى از جانب پروردگارت بود بيرون آورند و اين [كارها] را من خودسرانه انجام ندادم اين بود تاويل آنچه كه نتوانستى بر آن شكيبايى ورزى

ترجمه آقای خرّمشاهی: و اما ديوار متعلق به دو جوان يتيم در آن شهر بود و زير آن گنجى از آن ايشان بود و پدرشان مردى صالح بود، و پروردگارت خواست كه آنان به كمال بلوغشان برسند و آنگاه گنجشان را [از آنجا] بيرون آوردند، كه رحمتى از پروردگارت [در حق آنان‏] بود، و من آن كار را از پيش خود نكردم، اين معناى چيزى است كه نتوانستى بر آن صبر كنى‏

And sun and moon are united [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We left with him for later generations. [Translate By Talal Itani]



وَيَسْأَلُونَكَ عَن ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا«83»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و از تو در باره «ذو القرنين» سؤ ال مي‏كنند، بگو به زودي گوشه‏اي از سرگذشت او را براي شما بازگو خواهم كرد.

ترجمه آقای فولادوند: و از تو در باره ذوالقرنين مى‏پرسند بگو به زودى چيزى از او براى شما خواهم خواند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و از تو درباره ذوالقرنين مى‏پرسند، بگو هم‏اكنون يادى از او براى شما مى‏خوانم‏

On that day man will cry: Whither to flee! [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Peace be upon Abraham. [Translate By Talal Itani]



إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا«84»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ما به او در روي زمين قدرت و حكومت داديم و اسباب هر چيز را در اختيارش نهاديم.

ترجمه آقای فولادوند: ما در زمين به او امكاناتى داديم و از هر چيزى وسيله‏اى بدو بخشيديم

ترجمه آقای خرّمشاهی: ما به او در روى زمين تمكن داده بوديم و سررشته هر كارى را به او بخشيده بوديم‏

Alas! No refuge! [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Thus We reward the doers of good. [Translate By Talal Itani]



فَأَتْبَعَ سَبَبًا«85»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: او از اين اسباب پيروي (و استفاده) كرد.

ترجمه آقای فولادوند: تا راهى را دنبال كرد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و او سررشته [كار خود] را دنبال گرفت‏

Unto thy Lord is the recourse that day. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He was one of Our believing servants. [Translate By Talal Itani]



حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا«86»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: تا به غروبگاه آفتاب رسيد (در آنجا) احساس كرد كه خورشيد در چشمه (يا دريا) ي - تيره و گل آلودي فرو مي‏رود، و در آنجا قومي را يافت، ما گفتيم اي ذو القرنين! آيا مي‏خواهي مجازات كني و يا پاداش نيكوئي را در باره آنها انتخاب نمائي ؟

ترجمه آقای فولادوند: تا آنگاه كه به غروبگاه خورشيد رسيد به نظرش آمد كه [خورشيد] در چشمه‏اى گل‏آلود و سياه غروب مى‏كند و نزديك آن طايفه‏اى را يافت فرموديم اى ذوالقرنين [اختيار با توست] يا عذاب مى‏كنى يا در ميانشان [روش] نيكويى پيش مى‏گيرى

ترجمه آقای خرّمشاهی: تا آنكه به سرزمين مغرب [خورشيد] رسيد و چنين يافت كه در چشمه‏اى گل‏آلود [و گرم‏] غروب مى‏كند و در نزديكى آن قومى را يافت گفتيم اى ذوالقرنين [اختيار با توست‏] يا آنان را عذاب مى‏كنى، يا با آنان نيكى مى‏كنى‏

On that day man is told the tale of that which he hath sent before and left behind. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We gave him good news of Isaac [Translate By Talal Itani]



قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّكْرًا«87»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت اما كساني كه ستم كرده‏اند آنها را مجازات خواهيم كرد سپس، به سوي پروردگارشان باز مي‏گردند و خدا آنها را مجازات شديدي خواهد نمود.

ترجمه آقای فولادوند: گفت اما هر كه ستم ورزد عذابش خواهيم كرد سپس به سوى پروردگارش بازگردانيده مى‏شود آنگاه او را عذابى سخت‏خواهد كرد

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفت هركس شرك ورزد، زودا كه عذابش كنيم، سپس به سوى پروردگارش باز برده مى‏شود، و او به عذابى سخت معذبش مى‏دارد

Oh [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We blessed him [Translate By Talal Itani]



وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاء الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًا«88»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و اما كسي كه ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد پاداش ‍ نيكو خواهد داشت، و ما دستور آساني به او خواهيم داد.

ترجمه آقای فولادوند: و اما هر كه ايمان آورد و كار شايسته كند پاداشى [هر چه] نيكوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به كارى آسان واخواهيم داشت

ترجمه آقای خرّمشاهی: و اما هركس ايمان آورد و نيكوكارى كند، او را پاداش نيكو باشد و كار را بر او آسان مى‏گيريم‏

Although he tender his excuses. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We blessed Moses and Aaron. [Translate By Talal Itani]



ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا«89»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: سپس (بار ديگر) از اسبابي كه در اختيار داشت بهره گرفت.

ترجمه آقای فولادوند: سپس راهى [ديگر] را دنبال كرد

ترجمه آقای خرّمشاهی: آنگاه سررشته [كار خود] را دنبال گرفت‏

Stir not thy tongue herewith to hasten it. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We delivered them and their people from the terrible disaster. [Translate By Talal Itani]



أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا«9»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آيا گمان کردي اصحاب کهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند؟!

ترجمه آقای فولادوند: مگر پنداشتى اصحاب كهف و رقيم [=خفتگان غار لوحه‏دار] از آيات ما شگفت بوده است

ترجمه آقای خرّمشاهی: گويا دانسته‏اى كه داستان اصحاب كهف و رقيم از آيات شگفت‏آور ماست‏

Lo! upon Us (resteth) the putting together thereof and the reading thereof. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We supported them [Translate By Talal Itani]



حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا«90»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: تا به خاستگاه خورشيد رسيد (در آنجا) مشاهده كرد كه خورشيد بر جمعيتي طلوع مي‏كند كه جز آفتاب براي آنها پوششي قرار نداده بوديم.

ترجمه آقای فولادوند: تا آنگاه كه به جايگاه برآمدن خورشيد رسيد [خورشيد] را [چنين] يافت كه بر قومى طلوع مى‏كرد كه براى ايشان در برابر آن پوششى قرار نداده بوديم

ترجمه آقای خرّمشاهی: تا آنكه به سرزمين مشرق [خورشيد] رسيد و آن را چنين يافت كه بر مردمانى كه در برابر [تابش‏] آن پوششى برايشان نگذاشته بوديم، مى‏تافت‏

And when We read it [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We gave them the Clarifying Scripture. [Translate By Talal Itani]



كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْرًا«91»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (آري) اين چنين بود (كار ذو القرنين) و ما به خوبي از امكاناتي كه نزد او بود آگاه بوديم.

ترجمه آقای فولادوند: اين چنين [مى‏رفت] و قطعا به خبرى كه پيش او بود احاطه داشتيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: بدين‏سان از كار و بار او آگاهى داشتيم‏

Then lo! upon Us (resteth) the explanation thereof. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We guided them upon the straight path. [Translate By Talal Itani]



ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا«92»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (باز) از اسباب مهمي (كه در اختيار داشت) استفاده كرد.

ترجمه آقای فولادوند: باز راهى را دنبال نمود

ترجمه آقای خرّمشاهی: آنگاه سررشته [كار خود] را دنبال گرفت‏

Nay [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We left with them for later generations. [Translate By Talal Itani]



حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لَّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا«93»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (و همچنان به راه خود ادامه داد) تا به ميان دو كوه رسيد، و در آنجا گروهي غير از آن دو را يافت كه هيچ سخني را نمي‏فهميدند!

ترجمه آقای فولادوند: تا وقتى به ميان دو سد رسيد در برابر آن دو [سد] طايفه‏اى را يافت كه نمى‏توانستند هيچ زبانى را بفهمند

ترجمه آقای خرّمشاهی: تا به فاصله ميان دو كوه سدآسا رسيد و در پيش آن مردمانى را يافت كه زبانى نمى‏فهميدند

And neglect the Hereafter. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Peace be upon Moses and Aaron. [Translate By Talal Itani]



قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا«94»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (آن گروه به او) گفتند اي ذو القرنين ياجوج و ماجوج در اين سرزمين فساد مي‏كنند آيا ممكن است ما هزينه‏اي براي تو قرار دهيم كه ميان ما و آنها سدي ايجاد كني ؟

ترجمه آقای فولادوند: گفتند اى ذوالقرنين ياجوج و ماجوج سخت در زمين فساد مى‏كنند آيا [ممكن است] مالى در اختيار تو قرار دهيم تا ميان ما و آنان سدى قرار دهى

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند اى ذوالقرنين قوم ياجوج و ماجوج در اين سرزمين فتنه و فساد برپا مى‏كنند، آيا [مى‏خواهى‏] خراجى به تو بپردازيم كه بين ما و آنان سدى بسازى؟

That day will faces be resplendent [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Thus We reward the righteous. [Translate By Talal Itani]



قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا«95»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (ذو القرنين) گفت: آنچه را خدا در اختيار من گذارده بهتر است (از آنچه شما پيشنهاد مي‏كنيد) مرا با نيروئي ياري كنيد، تا ميان شما و آنها سد محكمي ايجاد كنم.

ترجمه آقای فولادوند: گفت آنچه پروردگارم به من در آن تمكن داده [از كمك مالى شما] بهتر است مرا با نيرويى [انسانى] يارى كنيد [تا] ميان شما و آنها سدى استوار قرار دهم

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفت تمكنى كه پروردگارم به من داده است بهتر [از خراج شما] است، ولى مرا به نيرو[ى انسانى‏] يارى دهيد كه بين شما و ايشان حايلى بسازم‏

Looking toward their Lord; [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They were of Our believing servants. [Translate By Talal Itani]



آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا«96»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: قطعات بزرگ آهن براي من بياوريد (و آنها را به روي هم چيند) تا كاملا ميان دو كوه را پوشانيد، سپس گفت (آتش در اطراف آن بيافروزيد و) در آتش بدميد، (آنها دميدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته كرد، گفت (اكنون) مس ذوب شده براي من بياوريد تا به روي آن بريزم.

ترجمه آقای فولادوند: براى من قطعات آهن بياوريد تا آنگاه كه ميان دو كوه برابر شد گفت بدميد تا وقتى كه آن [قطعات] را آتش گردانيد گفت مس گداخته برايم بياوريد تا روى آن بريزم

ترجمه آقای خرّمشاهی: [آنگاه كه شالوده را ريختند گفت] برايم پاره‏هاى آهن بياوريد [و برهم بينباريد] تا آنكه بين دو كوه را انباشت و همسطح ساخت گفت [در كوره‏هاى آتش‏] بدميد [و دميدند] تا آنكه آن [آهن‏] را [گداخته و] آتش گونه ساخت گفت اينك برايم روى گداخته بياوريد تا بر آن بريزم‏

And that day will other faces be despondent [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Also Elijah was one of the messengers. [Translate By Talal Itani]



فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا«97»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (سرانجام آنچنان سد نيرومندي ساخت) كه آنها قادر نبودند از آن بالا روند و نمي‏توانستند نقبي در آن ايجاد كنند.

ترجمه آقای فولادوند: [در نتيجه اقوام وحشى] نتوانستند از آن [مانع] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ كنند

ترجمه آقای خرّمشاهی: [سد سكندرى ساخته شد و ياجوج و ماجوج‏] نتوانستند بر آن دست يابند و نتوانستند در آن رخنه كنند

Thou wilt know that some great disaster is about to fall on them. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said to his people [Translate By Talal Itani]



قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي فَإِذَا جَاء وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاء وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا«98»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت اين از رحمت پروردگار من است اما هنگامي كه وعده پروردگارم فرا رسد آنرا در هم مي‏كوبد و وعده پروردگارم حق است.

ترجمه آقای فولادوند: گفت اين رحمتى از جانب پروردگار من است و[لى] چون وعده پروردگارم فرا رسد آن [سد] را درهم كوبد و وعده پروردگارم حق است

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفت اين رحمتى از سوى پروردگار من است چون وعده پروردگارم [قيامت‏] فرارسد، آن را پخش و پريشان كند و وعده پروردگار من حق است‏

Nay [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Do you call on Baal [Translate By Talal Itani]



وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا«99»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: در آن روز (كه جهان پايان مي‏گيرد) ما آنها را چنان رها مي‏كنيم كه درهم موج مي‏زنند و در صور دميده مي‏شود و ما همه را جمع مي‏كنيم.

ترجمه آقای فولادوند: و در آن روز آنان را رها مى‏كنيم تا موج‏آسا بعضى با برخى درآميزند و [همين كه] در صور دميده شود همه آنها را گرد خواهيم آورد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و آن روز آنان را رها كنيم كه در هم و برهم شوند، [و آنگاه‏] در صور دميده شود و آنان را چنانكه بايد گرد آوريم‏

And men say: Where is the wizard (who can save him now) ? [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Allah is your Lord [Translate By Talal Itani]