Warning: Use of undefined constant asc - assumed 'asc' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/itseei/domains/itsee.ir/public_html/Projects/Quran/index.php on line 68

Warning: usort() expects parameter 1 to be array, null given in /home/itseei/domains/itsee.ir/public_html/Projects/Quran/index.php on line 68

الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ«1»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: الر - آن آيات كتاب آشكار است.

ترجمه آقای فولادوند: الف لام راء اين است آيات كتاب روشنگر

ترجمه آقای خرّمشاهی: الر الف لام راء اينها آيات كتاب روشنگر است‏

Alif. Lam. Ra. These are verse of the Scripture that maketh plain. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Alif [Translate By Talal Itani]



قَالَ قَآئِلٌ مَّنْهُمْ لاَ تَقْتُلُواْ يُوسُفَ وَأَلْقُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ«10»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: يكي از آنها گفت يوسف را نكشيد و اگر كاري مي‏خواهيد انجام دهيد او را در نهانگاه چاه بيفكنيد تا بعضي از قافله‏ها او را برگيرند (و با خود به مكان دوري ببرند).

ترجمه آقای فولادوند: گوينده‏اى از ميان آنان گفت‏يوسف را مكشيد اگر كارى مى‏كنيد او را در نهانخانه چاه بيفكنيد تا برخى از مسافران او را برگيرند

ترجمه آقای خرّمشاهی: گوينده‏اى از ميان آنان گفت يوسف را نكشيد، بلكه اگر مى‏خواهيد كارى بكنيد او را در نهانگاه چاهى بيندازيد كه برخى از كاروانيان او را برگيرد

Lo! We have revealed it [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

We have revealed it an Arabic Quran [Translate By Talal Itani]



وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ«100»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگي به خاطر او به سجده افتادند و گفت پدر! اين تحقق خوابي است كه قبلا ديدم خداوند آنرا به حقيقت پيوست، و او به من نيكي كرد هنگامي كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از آن بيابان (به اينجا) آورد و بعد از آن كه شيطان ميان من و برادرانم فساد كرد، پروردگار من نسبت به آنچه مي‏خواهد (و شايسته ميداند) صاحب لطف است چرا كه او دانا و حكيم است.

ترجمه آقای فولادوند: و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد و [همه آنان] پيش او به سجده درافتادند و [يوسف] گفت اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من به يقين پروردگارم آن را راست گردانيد و به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد بى گمان پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است زيرا كه او داناى حكيم است

ترجمه آقای خرّمشاهی: و پدر و مادرش را بر تخت برنشاند، و در پيشگاه او به سجده درافتادند، و گفت پدر جان اين تعبير خواب پيشين من است كه پروردگارم آن را راست و درست گرداند، و با بيرون در آوردن من از زندان در حق من نيكى كرد و شما را پس از آنكه شيطان ميانه من و برادرانم را بر هم زد، از بيابان [كنعان به اينجا] باز آورد، حقا كه پروردگار من در آنچه بخواهد باريك بين است و همو داناى فرزانه است‏

We narrate unto thee (Muhammad) the best of narratives in that We have inspired in thee this Qur'an [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

We narrate to you the most accurate history [Translate By Talal Itani]



رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ«101»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: پروردگارا! بخش (عظيمي) از حكومت به من بخشيدي و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختي، توئي آفريننده آسمانها و زمين، و تو سرپرست من در دنيا و آخرت هستي، مرا مسلمان بميران. و به صالحان ملحق فرما!

ترجمه آقای فولادوند: پروردگارا تو به من دولت دادى و از تعبير خوابها به من آموختى اى پديدآورنده آسمانها و زمين تنها تو در دنيا و آخرت مولاى منى مرا مسلمان بميران و مرا به شايستگان ملحق فرما

ترجمه آقای خرّمشاهی: پروردگارا به من بهره‏اى از فرمانروايى بخشيدى و به من بهره‏اى از تعبير خواب آموختى، اى پديد آورنده آسمانها و زمين، تو در دنيا و آخرت سرور منى، مرا مسلمان بميران و به نيكان باز رسان‏

When Joseph said unto his father: O my father! Lo! I saw in a dream eleven planets and the sun and the moon [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

When Joseph said to his father [Translate By Talal Itani]



ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُواْ أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُونَ«102»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: اين از خبرهاي غيب است كه به تو وحي مي‏فرستيم، تو (هرگز) نزد آنها نبودي هنگامي كه تصميم گرفتند و نقشه مي‏كشيدند.

ترجمه آقای فولادوند: اين [ماجرا] از خبرهاى غيب است كه به تو وحى مى‏كنيم و تو هنگامى كه آنان همداستان شدند و نيرنگ مى‏كردند نزدشان نبودى

ترجمه آقای خرّمشاهی: اين از اخبار غيبى است كه بر تو وحى مى‏كنيم، و تو [اى پيامبر] آنگاه كه كارشان را هماهنگ و عزمشان را جزم كردند و نيرنگ پيشه كردند، نزد آنان نبودى‏

He said: O my dear son! Tell not thy brethren of thy vision [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ«103»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و بيشتر مردم، هر چند اصرار داشته باشي، ايمان نمي‏آورند!

ترجمه آقای فولادوند: و بيشتر مردم هر چند آرزومند باشى ايمان‏آورنده نيستند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و بيشترينه مردم، ولو تو سخت بكوشى و بخواهى، مؤمن نمى‏شوند

Thus thy Lord will prefer thee and will teach thee the interpretation of events [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And thus your Lord will choose you [Translate By Talal Itani]



وَمَا تَسْأَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ«104»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و تو (هرگز) از آنها پاداشي مطالبه نمي‏كني، او نيست مگر تذكري براي جهانيان

ترجمه آقای فولادوند: و تو بر اين [كار] پاداشى از آنان نمى‏خواهى آن [قرآن] جز پندى براى جهانيان نيست

ترجمه آقای خرّمشاهی: و تو از ايشان براى آن [رسالت‏] مزدى نمى‏طلبى، آن نيست مگر پندآموزى براى جهانيان‏

Verily in Joseph and his brethren are signs (of Allah's Sovereignty) for the inquiring. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

In Joseph and his brothers are lessons for the seekers. [Translate By Talal Itani]



وَكَأَيِّن مِّن آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ«105»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و چه بسيار نشانه‏اي (از خدا) در آسمانها و زمين وجود دارد كه آنها از كنارش مي‏گذرند و از آن روي مي‏گردانند!

ترجمه آقای فولادوند: و چه بسيار نشانه‏ها در آسمانها و زمين است كه بر آنها مى‏گذرند در حالى كه از آنها روى برمى‏گردانند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چه بسيار نشانه [و مايه عبرت‏] در آسمانها و زمين هست كه بر آن مى‏گذرند و هم آنان از آنها رويگردانند

When they said: Verily Joseph and his brother are dearer to our father than we are [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

When they said [Translate By Talal Itani]



وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ«106»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و اكثر آنها كه مدعي ايمان به خدا هستند مشركند.

ترجمه آقای فولادوند: و بيشترشان به خدا ايمان نمى‏آورند جز اينكه [با او چيزى را] شريك مى‏گيرند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و بيشترينه ايشان [ظاهرا] به خداوند ايمان نمى‏آورند مگر آنكه [باطنا، به نوعى‏] مشركند

(One said): Kill Joseph or cast him to some (other) land [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Kill Joseph [Translate By Talal Itani]



أَفَأَمِنُواْ أَن تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِّنْ عَذَابِ اللّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ«107»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آيا از اين ايمن هستند كه عذاب فراگيري از ناحيه خدا به سراغ آنها بيايد يا ساعت رستاخيز ناگهان فرا رسد در حالي كه آنها متوجه نيستند؟!

ترجمه آقای فولادوند: آيا ايمنند از اينكه عذاب فراگير خدا به آنان دررسد يا قيامت در حالى كه بى‏خبرند بناگاه آنان را فرا رسد

ترجمه آقای خرّمشاهی: آيا ايمن‏اند از اينكه عذاب فراگيرى از سوى خداوند بر آنان فرود آيد، يا قيامت ناگهان برايشان فرارسد و آنان ناآگاه باشند

One among them said: Kill not Joseph but [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

One of them said [Translate By Talal Itani]



قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ«108»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: بگو اين راه من است كه من و پيروانم با بصيرت كامل همه مردم را به سوي خدا دعوت مي‏كنيم، منزه است خدا، و من از مشركان نيستم.

ترجمه آقای فولادوند: بگو اين است راه من كه من و هر كس پيروى‏ام كرد با بينايى به سوى خدا دعوت مى‏كنيم و منزه است‏خدا و من از مشركان نيستم

ترجمه آقای خرّمشاهی: بگو اين راه و رسم من است كه به سوى خداوند دعوت مى‏كنم، كه من و هركس كه پيرو من باشد، برخوردار از بصيرتيم، و منزه است خداوند، و من از مشركان [نبوده و]نيستم‏

They said: O our father! Why wilt thou not trust us with Joseph [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They said [Translate By Talal Itani]



وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالًا نُّوحِي إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ اتَّقَواْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ«109»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و ما نفرستاديم پيش از تو جز مرداني از اهل شهرها كه وحي به آنها مي‏كرديم، آيا (مخالفان دعوت تو) سير در زمين نكردند تا ببينند عاقبت كساني كه پيش از آنها بودند چه شد؟ و سراي آخرت براي پرهيزكاران بهتر است، آيا فكر نمي‏كنيد؟!

ترجمه آقای فولادوند: و پيش از تو [نيز] جز مردانى از اهل شهرها را كه به آنان وحى مى‏كرديم نفرستاديم آيا در زمين نگرديده‏اند تا فرجام كسانى را كه پيش از آنان بوده‏اند بنگرند و قطعا سراى آخرت براى كسانى كه پرهيزگارى كرده‏اند بهتر است آيا نمى‏انديشيد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و ما پيش از تو جز مردانى از اهل [همين‏] شهرها [به رسالت‏] نفرستاده‏ايم كه به آنان وحى مى‏كرديم، آيا در زمين سير و سفر نمى‏كنند كه بنگرند سرانجام پيشينيان آنان چه بوده است، و سراى آخرت براى پرواپيشگان بهتر است، آيا نمى‏انديشيد؟

Send him with us to-morrow that he may enjoy himself and play. And lo! we shall take good care of him. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Send him with us tomorrow [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ يَا أَبَانَا مَا لَكَ لاَ تَأْمَنَّا عَلَى يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ«11»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (برادران نزد پدر آمدند و) گفتند پدر جان! چرا تو درباره (برادرمان) يوسف به ما اطمينان نمي‏كني در حالي كه ما خير خواه او هستيم ؟

ترجمه آقای فولادوند: گفتند اى پدر تو را چه شده است كه ما را بر يوسف امين نمى‏دانى در حالى كه ما خيرخواه او هستيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند پدرجان، چرا در كار يوسف ما را امين نمى‏دارى؟ حال آنكه ما خيرخواه او هستيم‏

He said: Lo! in truth it saddens me that ye should take him with you [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاء وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ«110»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (پيامبران به دعوت خود و دشمنان به مخالفت همچنان ادامه دادند) تا رسولان مايوس شدند و گمان كردند كه (حتي گروه اندك مؤ منان) به آنها دروغ گفته‏اند، در اين هنگام ياري ما به سراغ آنها آمد هر كس را مي‏خواستيم نجات مي‏داديم و مجازات و عذاب ما از قوم زيانكار بازگردانده نمي‏شود.

ترجمه آقای فولادوند: تا هنگامى كه فرستادگان [ما] نوميد شدند و [مردم] پنداشتند كه به آنان واقعا دروغ گفته شده يارى ما به آنان رسيد پس كسانى را كه مى‏خواستيم نجات يافتند و[لى] عذاب ما از گروه مجرمان برگشت ندارد

ترجمه آقای خرّمشاهی: تا آنجا كه چون پيامبران نوميد شدند و [پيروان‏] پنداشتند كه به دروغ وعده داده شده‏اند، آنگاه بود كه نصرت ما به آنان در رسيد و هركس كه خواسته بوديم نجات يافت، و عذاب ما از قوم گناهكار برنمى‏گردد

They said: If the wolf should devour him when we are (so strong) a band [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They said [Translate By Talal Itani]



لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ«111»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: در سرگذشتهاي آنها درس عبرتي براي صاحبان انديشه است، اينها داستان دروغين نبود بلكه (وحي آسماني است و) هماهنگ است با آنچه پيش روي او (از كتب آسماني پيشين) است و شرح هر چيز (كه پايه سعادت انسان است) و هدايت و رحمت براي گروهي است كه ايمان مي‏آورند.

ترجمه آقای فولادوند: به راستى در سرگذشت آنان براى خردمندان عبرتى است‏سخنى نيست كه به دروغ ساخته شده باشد بلكه تصديق آنچه [از كتابهايى] است كه پيش از آن بوده و روشنگر هر چيز است و براى مردمى كه ايمان مى‏آورند رهنمود و رحمتى است

ترجمه آقای خرّمشاهی: به راستى كه در بيان داستان ايشان مايه عبرتى براى خردمندان هست [و اين قرآن‏] سخنى برساخته نيست، بلكه همخوان با كتابى است كه پيشاپيش آن است و روشنگر همه چيز است و رهنمود و رحمتى براى اهل ايمان است‏

Then [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

So they went away with him [Translate By Talal Itani]



أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ«12»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: او را فردا با ما (بخارج شهر) بفرست تا غذاي كافي بخورد و بازي و تفريح كند و ما حافظ او هستيم.

ترجمه آقای فولادوند: فردا او را با ما بفرست تا [در چمن] بگردد و بازى كند و ما به خوبى نگهبان او خواهيم بود

ترجمه آقای خرّمشاهی: او را فردا همراه ما بفرست تا بگردد و بازى كند و ما مراقب او هستيم‏

And they came weeping to their father in the evening. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And they came to their father in the evening weeping. [Translate By Talal Itani]



قَالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَن تَذْهَبُواْ بِهِ وَأَخَافُ أَن يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ«13»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (پدر) گفت من از دوري او غمگين مي‏شوم و از اين مي‏ترسم كه گرگ او را بخورد و شما از او غافل باشيد!

ترجمه آقای فولادوند: گفت اينكه او را ببريد سخت مرا اندوهگين مى‏كند و مى‏ترسم از او غافل شويد و گرگ او را بخورد

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يعقوب‏] گفت اينكه شما ببريدش مرا اندوهگين مى‏كند و مى‏ترسم كه شما از او غافل شويد و گرگ او را بخورد

Saying: O our father! We went racing one with another [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They said [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذًا لَّخَاسِرُونَ«14»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند اگر او را گرگ بخورد با اينكه ما گروه نيرومندي هستيم ما از زيانكاران خواهيم بود (و هرگز چنين چيزي ممكن نيست).

ترجمه آقای فولادوند: گفتند اگر گرگ او را بخورد با اينكه ما گروهى نيرومند هستيم در آن صورت ما قطعا [مردمى] بى‏مقدار خواهيم بود

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند در حالى كه ما جوانانى برومند هستيم، اگر گرگ او را بخورد، [ضايع و] زيانكاريم‏

And they came with false blood on his shirt. He said: Nay [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And they brought his shirt [Translate By Talal Itani]



فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِ وَأَجْمَعُواْ أَن يَجْعَلُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ وَأَوْحَيْنَآ إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ«15»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: هنگامي كه او را با خود بردند، و تصميم گرفتند وي را در مخفي گاه چاه قرار دهند ما به او وحي فرستاديم كه آنها را در آينده از اين كارشان باخبر خواهي ساخت، در حالي كه آنها نمي‏دانند.

ترجمه آقای فولادوند: پس وقتى او را بردند و همداستان شدند تا او را در نهانخانه چاه بگذارند [چنين كردند] و به او وحى كرديم كه قطعا آنان را از اين كارشان در حالى كه نمى‏دانند با خبر خواهى كرد

ترجمه آقای خرّمشاهی: چون او را [همراه‏] بردند و همداستان شدند كه او را در نهانگاه چاه بگذارند، به او وحى [/الهام‏] كرديم كه [سرانجام‏] ايشان را در حالى كه هيچ آگاه نيستند، از [چون و چند] اين كارشان آگاه خواهى ساخت‏

And there came a caravan [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

A caravan passed by [Translate By Talal Itani]



وَجَاؤُواْ أَبَاهُمْ عِشَاء يَبْكُونَ«16»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: شب هنگام در حالي كه گريه مي‏كردند بسراغ پدر آمدند.

ترجمه آقای فولادوند: و شامگاهان گريان نزد پدر خود [باز] آمدند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و شبانگاه گريه كنان نزد پدرشان آمدند

And they sold him for a low price [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And they sold him for a cheap price-a few coins-they considered him to be of little value. [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِندَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنتَ بِمُؤْمِنٍ لِّنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ«17»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند اي پدر ما رفتيم و مشغول مسابقه شديم و يوسف را نزد اثاث خود گذارديم و گرگ او را خورد! تو هرگز سخن ما را تصديق نخواهي كرد هر چند راستگو باشيم!

ترجمه آقای فولادوند: گفتند اى پدر ما رفتيم مسابقه دهيم و يوسف را پيش كالاى خود نهاديم آنگاه گرگ او را خورد ولى تو ما را هر چند راستگو باشيم باور نمى‏دارى

ترجمه آقای خرّمشاهی: [و] گفتند پدرجان، ما به مسابقه رفته بوديم و يوسف را نزديك بار و بنه خودمان گذاشته بوديم، كه گرگ او را خورد، و ما اگر هم راستگو باشيم، تو سخن ما را باور نخواهى كرد

And he of Egypt who purchased him said unto his wife: Receive him honourably. Perchance he may prove useful to us or we may adopt him as a son. Thus we established Joseph in the land that We might teach him the interpretation of events. And Allah was predominant in His career [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

The Egyptian who bought him said to his wife [Translate By Talal Itani]



وَجَآؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ«18»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و پيراهن او را با خوني دروغين (نزد پدر) آوردند، گفت: هوسهاي نفساني شما اين كار را برايتان آراسته! من صبر جميل مي‏كنم (و ناسپاسي نخواهم كرد) و از خداوند در برابر آنچه شما مي‏گوئيد ياري مي‏طلبم

ترجمه آقای فولادوند: و پيراهنش را [آغشته] به خونى دروغين آوردند [يعقوب] گفت [نه] بلكه نفس شما كارى [بد] را براى شما آراسته است اينك صبرى نيكو [براى من بهتر است] و بر آنچه توصيف مى‏كنيد خدا يارى‏ده است

ترجمه آقای خرّمشاهی: و بر پيراهنش خونى دروغين آوردند [يعقوب‏] گفت ولى نفس اماره‏تان به دست شما كار داد پس [چاره من‏] صبرى نيكوست، و خداوند در آنچه مى‏گوييد مددكار [من‏] است‏

And And when he reached his prime We gave him wisdom and knowledge. Thus We reward the good. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

When he reached his maturity [Translate By Talal Itani]



وَجَاءتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُواْ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ يَا بُشْرَى هَذَا غُلاَمٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَعْمَلُونَ«19»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و كارواني فرا رسيد، ماءمور آب را (بسراغ آب) فرستادند، او دلو خود را در چاه افكند، و صدا زد: مژده باد: اين كودكي است (زيبا و دوست داشتني) و اين امر را بعنوان يك سرمايه از ديگران مخفي داشتند و خداوند به آنچه آنها انجام مي‏دادند آگاه است.

ترجمه آقای فولادوند: و كاروانى آمد پس آب‏آور خود را فرستادند و دلوش را انداخت گفت مژده اين يك پسر است و او را چون كالايى پنهان داشتند و خدا به آنچه مى‏كردند دانا بود

ترجمه آقای خرّمشاهی: و كاروانى [پيش‏] آمد، و آب‏آورشان را فرستادند، و او دلوش را [در چاه‏] انداخت، [چون يوسف را بالا كشيد] گفت مژده باد، چه جوانى! و او را پنهانى براى خود برداشتند كه دستمايه كنند، و خداوند به آنچه مى‏كردند، آگاه بود

And she [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

She in whose house he was living tried to seduce him. She shut the doors [Translate By Talal Itani]



إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ«2»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ما آنرا قرآن عربي نازل كرديم تا شما درك كنيد (و بينديشيد).

ترجمه آقای فولادوند: ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم باشد كه بينديشيد

ترجمه آقای خرّمشاهی: ما آن را به صورت قرآنى عربى [و روشن‏] نازل كرديم، باشد كه انديشه كنيد

She verily desired him [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

She desired him [Translate By Talal Itani]



وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُواْ فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ«20»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و او را به بهاي كمي - چند درهم - فروختند، و نسبت به (فروختن) او بياعتنا بودند (چرا كه مي‏ترسيدند رازشان فاش شود).

ترجمه آقای فولادوند: و او را به بهاى ناچيزى چند درهم فروختند و در آن بى‏رغبت بودند

ترجمه آقای خرّمشاهی: او را به ثمن بخس فروختند، به چند درهم اندكشمار، و به [كار و بار] او بى‏علاقه بودند

And they raced with one another to the door [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

As they raced towards the door [Translate By Talal Itani]



وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِن مِّصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ«21»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و آنكس كه او را از سرزمين مصر خريد بهمسرش گفت: مقام وي را گرامي دار، شايد براي ما مفيد باشد، و يا او را بعنوان فرزند انتخاب كنيم، و اينچنين يوسف را در آن سرزمين متمكن ساختيم، (ما اين كار را كرديم) تا تعبير خواب را بياموزد و خداوند بر كار خود پيروز است، ولي اكثر مردم نمي‏دانند.

ترجمه آقای فولادوند: و آن كس كه او را از مصر خريده بود به همسرش گفت نيكش بدار شايد به حال ما سود بخشد يا او را به فرزندى اختيار كنيم و بدين گونه ما يوسف را در آن سرزمين مكانت بخشيديم تا به او تاويل خوابها را بياموزيم و خدا بر كار خويش چيره است ولى بيشتر مردم نمى‏دانند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و كسى كه اهل مصر بود و او را خريده بود، به همسرش گفت قدر او را بدان، چه بسا به ما سود رساند، يا به فرزندى بگيريمش، و بدين‏سان يوسف را در آن سرزمين تمكن بخشيديم، تا سرانجام به او تعبير خواب بياموزيم، و خداوند سررشته كار خويش را در دست دارد، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند

(Joseph) said: She it was who asked of me an evil act. And a witness of her own folk testified: If his shirt is torn from before [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ«22»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و هنگامي كه بمرحله بلوغ و قوت رسيد ما حكم و علم به او داديم و اينچنين نيكوكاران را پاداش ‍ مي‏دهيم.

ترجمه آقای فولادوند: و چون به حد رشد رسيد او را حكمت و دانش عطا كرديم و نيكوكاران را چنين پاداش مى‏دهيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون به عنفوان جوانى رسيد، به او حكمت [نبوت‏] و علم بخشيديم، و بدين‏سان نيكوكاران را جزا مى‏دهيم‏

And if his shirt is torn from behind [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

But if his shirt is torn from the back: then she has lied [Translate By Talal Itani]



وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ«23»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و آن زن كه يوسف در خانه او بود از او تمناي كامجوئي كرد و درها را بست و گفت بشتاب بسوي آنچه براي تو مهياست! (يوسف) گفت پناه مي‏برم بخدا، او (عزيز مصر) صاحب نعمت من است، مقام مرا گرامي داشته (آيا ممكن است به او ظلم و خيانت كنم ؟) مسلما ظالمان رستگار نمي‏شوند.

ترجمه آقای فولادوند: و آن [بانو] كه وى در خانه‏اش بود خواست از او كام گيرد و درها را [پياپى] چفت كرد و گفت بيا كه از آن توام [يوسف] گفت پناه بر خدا او آقاى من است به من جاى نيكو داده است قطعا ستمكاران رستگار نمى‏شوند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و زنى كه او [يوسف‏] در خانه‏اش بود، از او كام خواست، و [يك روز، همه‏] درها را بست و [به يوسف‏] گفت بيا پيش من [يوسف‏] گفت پناه بر خدا، او [شوهرت‏] سرور من است و به من منزلتى نيكو داده است، آرى ستمكاران رستگار نمى‏شوند

So when he saw his shirt torn from behind [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And when he saw that his shirt was torn from the back [Translate By Talal Itani]



وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ«24»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آن زن قصد او را كرد، و او نيز - اگر برهان پروردگار را نمي‏ديد - قصد وي را - مينمود، اينچنين كرديم تا بدي و فحشاء را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود.

ترجمه آقای فولادوند: و در حقيقت [آن زن] آهنگ وى كرد و [يوسف نيز] اگر برهان پروردگارش را نديده بود آهنگ او مى‏كرد چنين [كرديم] تا بدى و زشتكارى را از او بازگردانيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود

ترجمه آقای خرّمشاهی: و آن زن آهنگ او [يوسف‏] كرد و او نيز اگر برهان پروردگارش را نديده بود، آهنگ آن زن مى‏كرد، اينگونه [كرديم‏] تا نابكارى و ناشايستى را از او بگردانيم، چرا كه از بندگان اخلاص يافته ماست‏

O Joseph! Turn away from this [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Joseph [Translate By Talal Itani]



وَاسُتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُ مِن دُبُرٍ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاء مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوَءًا إِلاَّ أَن يُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌ«25»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و هر دو بسوي در دويدند (در حالي كه همسر عزيز، يوسف را تعقيب مي‏كرد و پيراهن او را از پشت پاره كرد و در اين هنگام آقاي آن زن را دم در يافتند! آن زن گفت: كيفر كسي كه نسبت به اهل تو اراده خيانت كند جز زندان و يا عذاب دردناك چه خواهد بود؟!

ترجمه آقای فولادوند: و آن دو به سوى در بر يكديگر سبقت گرفتند و [آن زن] پيراهن او را از پشت بدريد و در آستانه در آقاى آن زن را يافتند آن گفت كيفر كسى كه قصد بد به خانواده تو كرده چيست جز اينكه زندانى يا [دچار] عذابى دردناك شود

ترجمه آقای خرّمشاهی: و [سپس‏] هر دو به سوى در شتافتند و آن زن پيراهن او را از پشت دريد، و [ناگهان‏] شوهر او را نزديك در يافتند [زليخا، مكارانه‏] گفت جزاى كسى كه به زن تو نظر بد داشته باشد چيست غير از اينكه زندانى شود، يا عذابى دردناك [بچشد]؟

And women in the city said: The ruler's wife is asking of her slave-boy an ill-deed. Indeed he has smitten her to the heart with love. We behold her in plain aberration. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Some ladies in the city said [Translate By Talal Itani]



قَالَ هِيَ رَاوَدَتْنِي عَن نَّفْسِي وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّنْ أَهْلِهَا إِن كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ الكَاذِبِينَ«26»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (يوسف) گفت او مرا با اصرار بسوي خود دعوت كرد و در اين هنگام شاهدي از خانواده آن زن شهادت داد كه اگر پيراهن او از پيش رو پاره شده آن زن راست مي‏گويد و او از دروغگويان است.

ترجمه آقای فولادوند: [يوسف] گفت او از من كام خواست و شاهدى از خانواده آن زن شهادت داد اگر پيراهن او از جلو چاك خورده زن راست گفته و او از دروغگويان است

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يوسف‏] گفت او بود كه از من كام خواست، و شاهدى از كسان زن شهادت داد كه اگر پيراهن او از جلو دريده شده، زن راست مى‏گويد و مرد دروغگوست‏

And when she heard of their sly talk [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And when she heard of their gossip [Translate By Talal Itani]



وَإِنْ كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِن الصَّادِقِينَ«27»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و اگر پيراهنش از پشت سر پاره شده آن زن دروغ مي‏گويد و او از راستگويان است.

ترجمه آقای فولادوند: و اگر پيراهن او از پشت دريده شده زن دروغ گفته و او از راستگويان است

ترجمه آقای خرّمشاهی: و اگر پيراهنش از پشت دريده شده، زن دروغ مى‏گويد و مرد راستگوست‏

She said: This is he on whose account ye blamed me. I asked of him an evil act [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

She said [Translate By Talal Itani]



فَلَمَّا رَأَى قَمِيصَهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِن كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ«28»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: هنگامي كه (عزيز مصر) ديد پيراهن او (يوسف) از پشت سر پاره شده گفت اين از مكر و حيله شماست كه مكر و حيله شما زنان عظيم است.

ترجمه آقای فولادوند: پس چون [شوهرش] ديد پيراهن او از پشت چاك خورده است گفت بى‏شك اين از نيرنگ شما [زنان] است كه نيرنگ شما [زنان] بزرگ است

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون ديد كه پيراهنش از پشت دريده شده [حقيقت را دريافت و] گفت اين از مكر شما [زنان‏] است كه مكرتان شگرف است‏

He said: O my Lord! Prison is more dear than that unto which they urge me [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِي لِذَنبِكِ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ«29»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: يوسف! از اين موضوع صرفنظر كن، و تو اي زن نيز از گناهت استغفار كن كه از خطاكاران بودي.

ترجمه آقای فولادوند: اى يوسف از اين [پيشامد] روى بگردان و تو [اى زن] براى گناه خود آمرزش بخواه كه تو از خطاكاران بوده‏اى

ترجمه آقای خرّمشاهی: اما يوسف تو از اين ماجرا درگذر، و [اما] تو اى زن براى گناهت استغفار كن، چرا كه از خطاكاران بوده‏اى‏

So his Lord heard his prayer and fended off their wiles from him. Lo! He is Hearer [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Thereupon his Lord answered him [Translate By Talal Itani]



نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ«3»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ما بهترين سرگذشتها را بر تو بازگو كرديم، از طريق وحي كردن اين قرآن به تو، هر چند پيش از آن از غافلان بودي.

ترجمه آقای فولادوند: ما نيكوترين سرگذشت را به موجب اين قرآن كه به تو وحى كرديم بر تو حكايت مى‏كنيم و تو قطعا پيش از آن از بى‏خبران بودى

ترجمه آقای خرّمشاهی: ما بهترين داستانسرايى را با وحى فرستادن همين قرآن بر تو مى‏خوانيم و بى‏گمان پيش از آن از بى‏خبران بودى‏

And it seemed good to them (the men-folk) after they had seen the signs (of his innocence) to imprison him for a time. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then it occurred to them [Translate By Talal Itani]



وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ«30»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گروهي از زنان شهر گفتند كه همسر عزيز جوانش (غلامش را) بسوي خود دعوت مي‏كند و عشق اين جوان در اعماق قلبش نفوذ كرده، ما او را در گمراهي آشكار مي‏بينيم!

ترجمه آقای فولادوند: و [دسته‏اى از] زنان در شهر گفتند زن عزيز از غلام خود كام خواسته و سخت‏خاطرخواه او شده است به راستى ما او را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و زنانى در شهر [بودند كه‏] گفتند همسر عزيز [مصر] از غلامش كام خواسته است و پاك، دل در گرو محبت او داده است، ما او را در گمراهى آشكار مى‏بينيم‏

And two young men went to prison with him. One of them said: I dreamed that I was pressing wine. The other said: I dreamed that I was carrying upon my head bread whereof the birds were eating. Announce unto us the interpretation [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Two youth entered the prison with him. One of them said [Translate By Talal Itani]



فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّينًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا هَذَا بَشَرًا إِنْ هَذَا إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيمٌ«31»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: هنگامي كه (همسر عزيز) از فكر آنها باخبر شد بسراغ آنها فرستاد (و از آنها دعوت كرد) و براي آنها پشتي هاي گرانقيمتي فراهم ساخت، و بدست هر كدام چاقوئي (براي بريدن ميوه) داد و در اين موقع (به يوسف) گفت وارد مجلس آنان شو، هنگامي كه چشمشان به او افتاد در تعجب فرو رفتند و (بي اختيار) دستهاي خود را بريدند! و گفتند منزه است خدا اين بشر نيست، اين يك فرشته بزرگوار است!

ترجمه آقای فولادوند: پس چون [همسر عزيز] از مكرشان اطلاع يافت نزد آنان [كسى] فرستاد و محفلى برايشان آماده ساخت و به هر يك از آنان [ميوه و] كاردى داد و [به يوسف] گفت بر آنان درآى پس چون [زنان] او را ديدند وى را بس شگرف يافتند و [از شدت هيجان] دستهاى خود را بريدند و گفتند منزه است‏خدا اين بشر نيست اين جز فرشته‏اى بزرگوار نيست

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون بدگويى ايشان را شنيد [كسى را براى دعوت‏] به سوى ايشان فرستاد و براى آنان مجلسى آماده ساخت و به هر يك از آنان كاردى داد و [به يوسف‏] گفت بر آنان ظاهر شو، آنگاه كه ديدندش بس بزرگش يافتند و [از بى‏حواسى‏] دستانشان را [به جاى ترنج‏] بريدند و گفتند پناه بر خدا، اين آدميزاده نيست، اين جز فرشته‏اى گرامى نيست‏

He said: The food which ye are given (daily) shall not come unto you but I shall tell you the interpretation ere it cometh unto you. This is of that which my Lord hath taught me. Lo! I have forsaken the religion of folk who believe not in Allah and are disbelievers in the Hereafter. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَلَقَدْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ فَاسَتَعْصَمَ وَلَئِن لَّمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِّنَ الصَّاغِرِينَ«32»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (همسر عزيز) گفت اين همان كسي است كه بخاطر (عشق) او مرا سرزنش كرديد. (آري) من او را به خويشتن دعوت كردم و او خودداري كرد، و اگر آنچه را دستور مي‏دهم انجام ندهد به زندان خواهد افتاد و مسلما خوار و ذليل خواهد شد!

ترجمه آقای فولادوند: [زليخا] گفت اين همان است كه در باره او سرزنشم مى‏كرديد آرى من از او كام خواستم و[لى] او خود را نگاه داشت و اگر آنچه را به او دستور مى‏دهم نكند قطعا زندانى خواهد شد و حتما از خوارشدگان خواهد گرديد

ترجمه آقای خرّمشاهی: [زليخا] گفت اين همان كسى است كه شما به خاطر او مرا سرزنش مى‏كرديد، و من از او كام خواسته بودم، ولى او خويشتندارى‏ورزيد، و اگر آنچه به او دستور مى‏دهم نكند، به زندان خواهد افتاد و خوار و زبون خواهد شد

And I have followed the religion of my fathers [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And I have followed the faith of my forefathers [Translate By Talal Itani]



قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الْجَاهِلِينَ«33»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (يوسف) گفت پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا بسوي آن مي‏خوانند و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من بازنگرداني قلب من به آنها متمايل مي‏گردد و از جاهلان خواهم بود.

ترجمه آقای فولادوند: [يوسف] گفت پروردگارا زندان براى من دوست‏داشتنى‏تر است از آنچه مرا به آن مى‏خوانند و اگر نيرنگ آنان را از من بازنگردانى به سوى آنان خواهم گراييد و از [جمله] نادانان خواهم شد

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يوسف‏] گفت پروردگارا زندان براى من خوشتر است از آنچه مرا به آن مى‏خوانند، و اگر مكر آنان را از من باز ندارى، به آنان مى‏گرايم و از نادانان مى‏گردم‏

O my fellow-prisoners! Are divers lords better [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

O My fellow inmates [Translate By Talal Itani]



فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ«34»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: پروردگارش دعاي او را اجابت كرد و مكر آنها را از او بگردانيد چرا كه او شنوا و داناست.

ترجمه آقای فولادوند: پس پروردگارش [دعاى] او را اجابت كرد و نيرنگ آنان را از او بگردانيد آرى او شنواى داناست

ترجمه آقای خرّمشاهی: آنگاه پروردگارش [درخواست‏] او را اجابت كرد و مكر آنان را از او باز داشت، چرا كه او شنواى داناست‏

Those whom ye worship beside Him are but names which ye have named [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

You do not worship [Translate By Talal Itani]



ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّن بَعْدِ مَا رَأَوُاْ الآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ«35»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: بعد از آنكه نشانه‏هاي (پاكي يوسف) را ديدند تصميم گرفتند او را تا مدتي زنداني كنند.

ترجمه آقای فولادوند: آنگاه پس از ديدن آن نشانه‏ها به نظرشان آمد كه او را تا چندى به زندان افكنند

ترجمه آقای خرّمشاهی: سپس، بعد از آنكه نشانه‏ها را ديدند، بهتر آن ديدند كه او را تا مدت زمانى زندانى كنند

O my two fellow-prisoners! As for one of you [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

O my fellow inmates! One of you will serve his master wine; while the other will be crucified [Translate By Talal Itani]



وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانَ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزًا تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ«36»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و دو جوان همراه او وارد زندان شدند، يكي از آن دو گفت من در عالم خواب ديدم كه (انگور براي) شراب مي‏فشارم، و ديگري گفت من در خواب ديدم كه نان بر سرم حمل مي‏كنم و پرندگان از آن مي‏خورند ما را از تعبير آن آگاه ساز كه تو را از نيكوكاران مي‏بينيم.

ترجمه آقای فولادوند: و دو جوان با او به زندان درآمدند [روزى] يكى از آن دو گفت من خويشتن را [به خواب] ديدم كه [انگور براى] شراب مى‏فشارم و ديگرى گفت من خود را [به خواب] ديدم كه بر روى سرم نان مى‏برم و پرندگان از آن مى‏خورند به ما از تعبيرش خبر ده كه ما تو را از نيكوكاران مى‏بينيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و همراه او دو جوان وارد زندان شدند، يكى از آن دو [به يوسف‏] گفت من به خواب ديده‏ام كه [انگور براى‏] شراب مى‏فشارم و ديگرى گفت من به خواب ديده‏ام كه بالاى سرم نان مى‏برم كه پرندگان از آن مى‏خورند، ما را از تعبير آن آگاه كن، كه تو را از نيكوكاران مى‏يابيم‏

And he said unto him of the twain who he knew would be released: Mention me in the presence of thy lord. But Satan caused him to forget to mention it to his lord [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And he said to the one he thought would be released [Translate By Talal Itani]



قَالَ لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ«37»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (يوسف) گفت پيش از آنكه جيره غذائي شما فرا رسد شما را از تعبير خوابتان آگاه خواهم ساخت اين از علم و دانشي است كه پروردگارم به من آموخته من آئين جمعيتي را كه ايمان بخدا ندارند و به سراي ديگر كافرند ترك گفتم (و شايسته چنين موهبتي شدم.)

ترجمه آقای فولادوند: گفت غذايى را كه روزى شماست براى شما نمى‏آورند مگر آنكه من از تعبير آن به شما خبر مى‏دهم پيش از آنكه [تعبير آن] به شما برسد اين از چيزهايى است كه پروردگارم به من آموخته است من آيين قومى را كه به خدا اعتقاد ندارند و منكر آخرتند رها كرده‏ام

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يوسف‏] گفت خوراكى برايتان نمى‏آيد كه بخوريدش مگر آنكه پيش از آمدن آن، شما را از تعبير آن [خواب‏] آگاه مى‏كنم، اين از چيزهايى است كه پروردگارم به من آموخته است، كه من آيين مردمى را كه به خداوند ايمان ندارند، و هم ايشان آخرت را منكرند، رها كرده‏ام‏

And the king said: Lo! I saw in a dream seven fat kine which seven lean were eating [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

The king said [Translate By Talal Itani]



وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَآئِي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَن نُّشْرِكَ بِاللّهِ مِن شَيْءٍ ذَلِكَ مِن فَضْلِ اللّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ«38»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: من از آئين پدرانم ابراهيم و اسحق و يعقوب پيروي كردم، براي ما شايسته نبود چيزي را شريك خدا قرار دهيم، اين از فضل خدا بر ما و بر مردم است ولي اكثر مردم شكرگزاري نمي‏كنند.

ترجمه آقای فولادوند: و آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب را پيروى نموده‏ام براى ما سزاوار نيست كه چيزى را شريك خدا كنيم اين از عنايت‏خدا بر ما و بر مردم است ولى بيشتر مردم سپاسگزارى نمى‏كنند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و از آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كرده‏ام سزاوار نيست كه ما هيچ‏گونه شريكى براى خدا قائل شويم، اين از فضل الهى در حق ما و در حق مردم است، ولى بيشترينه مردم سپاس نمى‏گزارند

They answered: Jumbled dreams! And we are not knowing in the interpretation of dreams. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They said [Translate By Talal Itani]



يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ«39»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: اي دوستان زنداني من آيا خدايان پراكنده بهترند يا خداوند واحد قهار؟

ترجمه آقای فولادوند: اى دو رفيق زندانيم آيا خدايان پراكنده بهترند يا خداى يگانه مقتدر

ترجمه آقای خرّمشاهی: [سپس گفت‏] اى دو هم زندان من آيا خدايان گوناگون بهتر است يا خداوند يگانه قهار؟

And he of the two who was released [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

The one who was released said [Translate By Talal Itani]



إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ«4»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (بخاطر آر) هنگامي را كه يوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب ديدم يازده ستاره و خورشيد و ماه در برابرم سجده مي‏كنند!

ترجمه آقای فولادوند: [ياد كن] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم ديدم [آنها] براى من سجده مى‏كنند

ترجمه آقای خرّمشاهی: چنين بود كه يوسف به پدرش گفت پدر جان من در خواب يازده ستاره ديدم، و خورشيد و ماه را، ديدم كه به من سجده مى‏كنند

(And when he came to Joseph in the prison [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Joseph [Translate By Talal Itani]



مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَآؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ«40»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: اين معبودهائي را كه غير از خدا مي‏پرستيد چيزي جز اسمهاي (بي مسما) كه شما و پدرانتان آنها را خدا ناميده‏ايد نيست، خداوند هيچ دليلي براي آن نازل نكرده، حكم تنها از آن خداست، فرمان داده كه غير از او را نپرستيد، اينست آئين پا بر جا ولي اكثر مردم نمي‏دانند.

ترجمه آقای فولادوند: شما به جاى او جز نامهايى [چند] را نمى‏پرستيد كه شما و پدرانتان آنها را نامگذارى كرده‏ايد و خدا دليلى بر [حقانيت] آنها نازل نكرده است فرمان جز براى خدا نيست دستور داده كه جز او را نپرستيد اين است دين درست ولى بيشتر مردم نمى‏دانند

ترجمه آقای خرّمشاهی: شما به جاى او [خدا]، جز نامهايى كه خودتان و پدرانتان گذارده‏ايد، نمى‏پرستيد كه خداوند بر آن هيچ‏گونه برهانى نفرستاده است، حكم نيست مگر خداوند را، [كه‏] فرمان داده است كه جز او را مپرستيد، اين دين استوار است، ولى بيشترينه مردم نمى‏دانند

He said: Ye shall sow seven years as usual [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِ قُضِيَ الأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ«41»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: اي دوستان زنداني من! اما يكي از شما (آزاد مي‏شود و) ساقي شراب براي صاحب خود خواهد شد، و اما ديگري به دار آويخته مي‏شود و پرندگان از سر او مي‏خورند! اين امري كه درباره آن از من نظر خواستيد قطعي و حتمي است.

ترجمه آقای فولادوند: اى دو رفيق زندانيم اما يكى از شما به آقاى خود باده مى‏نوشاند و اما ديگرى به دار آويخته مى‏شود و پرندگان از [مغز] سرش مى‏خورند امرى كه شما دو تن از من جويا شديد تحقق يافت

ترجمه آقای خرّمشاهی: اى دو هم زندان من، اما يكى از شما دو تن به سرور خويش [دوباره‏] شراب مى‏نوشاند، و اما ديگرى بر دار مى‏شود و پرندگان از سر او مى‏خورند، چيزى كه در باب آن از من نظر خواستيد، سرانجام يافته است‏

Then after that will come seven hard years which will devour all that ye have prepared for them [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then after that will come seven difficult ones [Translate By Talal Itani]



وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ«42»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و به آن يكي از آن دو كه مي‏دانست رهائي مي‏يابد گفت: مرا نزد صاحبت (سلطان مصر) يادآوري كن، ولي شيطان يادآوري او را نزد صاحبش از خاطر وي برد و بدنبال آن چند سال در زندان باقي ماند.

ترجمه آقای فولادوند: و [يوسف] به آن كس از آن دو كه گمان مى‏كرد خلاص مى‏شود گفت مرا نزد آقاى خود به ياد آور و[لى] شيطان يادآورى به آقايش را از ياد او برد در نتيجه چند سالى در زندان ماند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و به يكى از آن دو كه گمان مى‏كرد رهايى يافتنى است، گفت مرا نزد سرورت ياد كن، آنگاه شيطان ياد سرورش را از خاطر او برد، لذا [يوسف‏] چند سال در زندان ماند

Then [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then after that will come a year that brings relief to the people [Translate By Talal Itani]



وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِن كُنتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ«43»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ملك گفت من در خواب ديدم هفت گاو چاق را كه هفت گاو لاغر آنها را مي‏خورند، و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشكيده (كه خشكيده‏ها بر سبزها پيچيدند و آنها را از بين بردند) اي جمعيت اشراف! درباره خواب من نظر دهيد اگر خواب را تعبير مي‏كنيد!

ترجمه آقای فولادوند: و پادشاه [مصر] گفت من [در خواب] ديدم هفت گاو فربه است كه هفت [گاو] لاغر آنها را مى‏خورند و هفت‏خوشه سبز و [هفت‏خوشه] خشگيده ديگر اى سران قوم اگر خواب تعبير مى‏كنيد در باره خواب من به من نظر دهيد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و پادشاه [مصر] گفت من در خواب هفت گاو ماده فربه ديده‏ام كه هفت [گاو] لاغر آنها را مى‏خورند، و نيز هفت خوشه سرسبز و هفت ديگر كه خشك بوده‏اند [به خواب ديده‏ام‏] اى بزرگان اگر خواب تعبير مى‏كنيد، درباره خواب من نظر دهيد

And the king said: Bring him unto me. And when the messenger came unto him [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

The king said [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الأَحْلاَمِ بِعَالِمِينَ«44»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند خوابهاي پريشان و پراكنده است و ما از تعبير اينگونه خوابها آگاه نيستيم!

ترجمه آقای فولادوند: گفتند خوابهايى است پريشان و ما به تعبير خوابهاى آشفته دانا نيستيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند [اينها] خوابهاى پريشان است و ما داناى تعبير خوابها[ى پريشان‏] نيستيم‏

He (the king) (then sent for those women and) said: What happened when ye asked an evil act of Joseph ? They answered: Allah Blameless! We know no evil of him. Said the wife of the ruler: Now the truth is out. I asked of him an evil act [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



وَقَالَ الَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَاْ أُنَبِّئُكُم بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ«45»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و آن يكي از آن دو نفر كه نجات يافته بود - و بعد از مدتي متذكر شد گفت من تاويل آنرا به شما خبر مي‏دهم مرا به سراغ (آن جوان زنداني بفرستيد).

ترجمه آقای فولادوند: و آن كس از آن دو [زندانى] كه نجات يافته و پس از چندى [يوسف را] به خاطر آورده بود گفت مرا به [زندان] بفرستيد تا شما را از تعبير آن خبر دهم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و آن كسى از آن دو تن كه رهايى يافته بود، و پس از مدتى [درخواست يوسف را] به ياد آورده بود، گفت من شما را از تعبير آن آگاه مى‏سازم، پس مرا [به زندان يوسف‏] بفرستيد

(Then Joseph said: I asked for) this [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

This is that he may know that I did not betray him in secret [Translate By Talal Itani]



يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ لَّعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ«46»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: يوسف اي مرد بسيار راستگو درباره اين خواب اظهار نظر كن كه هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر مي‏خوردند، و هفت خوشه تر و هفت خوشه خشكيده، تا من به سوي مردم باز گردم تا آنها آگاه شوند.

ترجمه آقای فولادوند: اى يوسف اى مرد راستگوى در باره [اين خواب كه] هفت گاو فربه هفت [گاو] لاغر آنها را مى‏خورند و هفت‏خوشه سبز و [هفت‏خوشه] خشگيده ديگر به ما نظر ده تا به سوى مردم برگردم شايد آنان [تعبيرش را] بدانند

ترجمه آقای خرّمشاهی: اى يوسف، اى صديق، درباره [خواب‏] هفت گاو ماده فربه كه هفت [گاو] لاغر آنها را مى‏خورند و هفت خوشه سرسبز و هفت ديگر كه خشك بوده‏اند، به ما نظر بده، تا به سوى مردم‏[ى كه منتظرند] برگردم، باشد كه باخبر شوند

I do not exculpate myself. Lo! the (human) soul enjoineth unto evil [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Yet I do not claim to be innocent. The soul commands evil [Translate By Talal Itani]



قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِي سُنبُلِهِ إِلاَّ قَلِيلًا مِّمَّا تَأْكُلُونَ«47»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت هفت سال با جديت زراعت مي‏كنيد، و آنچه را درو كرديد - جز كمي كه مي‏خوريد - بقيه را در خوشه‏هاي خود بگذاريد (و ذخيره نمائيد).

ترجمه آقای فولادوند: گفت هفت‏سال پى در پى مى‏كاريد و آنچه را درويديد جز اندكى را كه مى‏خوريد در خوشه‏اش واگذاريد

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يوسف‏] گفت هفت سال پياپى مثل هميشه كشت و زرع كنيد، و آنچه درو مى‏كنيد، با خوشه‏اش كنار بگذاريد، مگر اندكى كه از آن مى‏خوريد

And the king said: Bring him unto me that I may attach him to my person. And when he had talked with him he said: Lo! thou art to-day in our presence established and trusted. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

The king said [Translate By Talal Itani]



ثُمَّ يَأْتِي مِن بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاَّ قَلِيلًا مِّمَّا تُحْصِنُونَ«48»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: پس از آن هفت سال سخت (و خشكي و قحطي) مي‏آيد كه آنچه را شما براي آنها ذخيره كرده‏ايد مي‏خورند جز كمي كه (براي بذر) ذخيره خواهيد كرد.

ترجمه آقای فولادوند: آنگاه پس از آن هفت‏سال سخت مى‏آيد كه آنچه را براى آن [سالها] از پيش نهاده‏ايد جز اندكى را كه ذخيره مى‏كنيد همه را خواهند خورد

ترجمه آقای خرّمشاهی: سپس بعد از هفت سال سختى [و قحطى‏] پيش مى‏آيد كه [مردم‏] آنچه برايشان از پيش نهاده‏ايد، مى‏خورند، مگر اندكى كه آن را ذخيره مى‏كنيد

He said: Set me over the storehouses of the land. Lo! I am a skilled custodian. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



ثُمَّ يَأْتِي مِن بَعْدِ ذَلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ«49»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: سپس سالي فرا مي‏رسد كه باران فراوان نصيب مردم مي‏شود و در آن سال مردم عصير (ميوه‏ها و دانه‏هاي روغني) مي‏گيرند.

ترجمه آقای فولادوند: آنگاه پس از آن سالى فرا مى‏رسد كه به مردم در آن [سال] باران مى‏رسد و در آن آب ميوه مى‏گيرند

ترجمه آقای خرّمشاهی: سپس بعد از اين سالى پيش مى‏آيد كه [با باران‏] داد مردم داده خواهد شد و مردم [از قحط و غلا] نجات مى‏يابند

Thus gave We power to Joseph in the land. He was the owner of it where he pleased. We reach with Our mercy whom We will. We lose not the reward of the good. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And thus We established Joseph in the land [Translate By Talal Itani]



قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ«5»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت: فرزندم! خواب خود را براي برادرانت بازگو مكن كه براي تو نقشه خطرناك مي‏كشند، چرا كه شيطان دشمن آشكار انسان است!

ترجمه آقای فولادوند: [يعقوب] گفت اى پسرك من خوابت را براى برادرانت‏حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مى‏انديشند زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يعقوب‏] گفت فرزندم خوابت را براى برادرانت بازگو مكن كه در حقت بدسگالى مى‏كنند، چرا كه شيطان دشمن آشكار انسان است‏

And the reward of the Hereafter is better [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

But the reward of the Hereafter is better for those who believe and observed piety. [Translate By Talal Itani]



وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ فَلَمَّا جَاءهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللاَّتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ«50»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ملك گفت او را نزد من آوريد، ولي هنگامي كه فرستاده او نزد وي (يوسف) آمد گفت به سوي صاحبت باز گرد و از او بپرس ماجراي زناني كه دستهاي خود را بريدند چه بوده ؟ كه خداي من به نيرنگ آنها آگاه است.

ترجمه آقای فولادوند: و پادشاه گفت او را نزد من آوريد پس هنگامى كه آن فرستاده نزد وى آمد [يوسف] گفت نزد آقاى خويش برگرد و از او بپرس كه حال آن زنانى كه دستهاى خود را بريدند چگونه است زيرا پروردگار من به نيرنگ آنان آگاه است

ترجمه آقای خرّمشاهی: پادشاه گفت او [يوسف‏] را نزد من آوريد، آنگاه كه فرستاده نزد او آمد [يوسف‏] گفت به نزد سرورت بازگرد و از او بپرس كه كار و بار آن زنان كه دستانشان را بريدند، چه بود؟ كه پروردگار من از مكر آنان آگاه است‏

And Joseph's brethren came and presented themselves before him [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And Joseph's brothers came [Translate By Talal Itani]



قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدتُّنَّ يُوسُفَ عَن نَّفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِن سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ الآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَاْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ«51»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (ملك آنها را احضار كرد و) گفت جريان كار شما - به هنگامي كه يوسف را به سوي خويش دعوت كرديد - چه بود؟ گفتند منزه است خدا، ما هيچ عيبي در او نيافتيم (در اين هنگام) همسر عزيز گفت: الان حق آشكار گشت! من بودم كه او را به سوي خود دعوت كردم! و او از راستگويان است.

ترجمه آقای فولادوند: [پادشاه] گفت وقتى از يوسف كام [مى]خواستيد چه منظور داشتيد زنان گفتند منزه ست‏خدا ما گناهى بر او نمى‏دانيم همسر عزيز گفت اكنون حقيقت آشكار شد من [بودم كه] از او كام خواستم و بى‏شك او از راستگويان است

ترجمه آقای خرّمشاهی: [پادشاه به زنان‏] گفت كار و بار شما چه بود كه از يوسف كام خواستيد؟ گفتند پناه بر خدا ما هيچ بد و بيراهى از او سراغ نداريم، [آنگاه زليخا] همسر عزيز گفت اينك حق آشكار شد، من [بودم كه‏] از او كام خواستم و او از راستگويان است‏

And when he provided them with their provision he said: Bring unto me a brother of yours from your father. See ye not that I fill up the measure and I am the best of hosts ? [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

When he provided them with their provisions [Translate By Talal Itani]



ذَلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ«52»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: اين سخن را بخاطر آن گفتم تا بداند من در غياب به او خيانت نكردم و خداوند مكر خائنان را رهبري نمي‏كند.

ترجمه آقای فولادوند: [يوسف گفت] اين [درخواست اعاده حيثيت] براى آن بود كه [عزيز] بداند من در نهان به او خيانت نكردم و خدا نيرنگ خائنان را به جايى نمى‏رساند

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يوسف‏] گفت چنين بود تا او [عزيز] بداند كه من در نهان به او خيانت نكرده‏ام، و اينكه خداوند نيرنگ خيانتكاران را به جايى نمى‏رساند

And if ye bring him not unto me [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

But if you do not bring him to me [Translate By Talal Itani]



وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ«53»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: من هرگز نفس خويش را تبرئه نمي‏كنم كه نفس (سركش)، بسيار به بديها امر مي‏كند مگر آنچه را پروردگارم رحم كند، پروردگارم غفور و رحيم است.

ترجمه آقای فولادوند: و من نفس خود را تبرئه نمى‏كنم چرا كه نفس قطعا به بدى امر مى‏كند مگر كسى را كه خدا رحم كند زيرا پروردگار من آمرزنده مهربان است

ترجمه آقای خرّمشاهی: و من خود را مبرا نمى‏شمارم، چرا كه نفس [آدمى‏] بدفرماست، مگر آنكه پروردگارم رحمت آورد، كه پروردگار من آمرزگار مهربان است‏

They said: We will try to win him from his father: that we will surely do. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They said [Translate By Talal Itani]



وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مِكِينٌ أَمِينٌ«54»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: ملك (مصر) گفت: او (يوسف) را نزد من آوريد تا وي را مخصوص خود گردانم هنگامي كه (يوسف نزد وي آمد و) با او صحبت كرد (ملك به عقل و درايت او پي برد و) گفت تو امروز نزد ما منزلت عالي داري و مورد اعتماد هستي.

ترجمه آقای فولادوند: و پادشاه گفت او را نزد من آوريد تا وى را خاص خود كنم پس چون با او سخن راند گفت تو امروز نزد ما با منزلت و امين هستى

ترجمه آقای خرّمشاهی: و پادشاه گفت او [يوسف‏] را به نزد من آوريد كه نديم ويژه خود گردانمش، و چون با او گفت و گو كرد [به او] گفت تو امروز نزد ما صاحب جاه و امين هستى‏

He said unto his young men: Place their merchandise in their saddlebags [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said to his servants [Translate By Talal Itani]



قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ«55»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (يوسف) گفت مرا سرپرست خزائن سرزمين (مصر) قرار ده كه نگهدارنده و آگاهم.

ترجمه آقای فولادوند: [يوسف] گفت مرا بر خزانه‏هاى اين سرزمين بگمار كه من نگهبانى دانا هستم

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يوسف‏] گفت مرا بر خزاين اين سرزمين بگمار، كه من نگهبانى كاردانم‏

So when they went back to their father they said: O our father! The measure is denied us [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

When they returned to their father [Translate By Talal Itani]



وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاء وَلاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ«56»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و اينگونه ما به يوسف در سرزمين (مصر) قدرت داديم كه هرگونه مي‏خواست در آن منزل مي‏گزيد (و تصرف مي‏كرد) ما رحمت خود را به هر كس بخواهيم (و شايسته بدانيم) مي‏بخشيم و پاداش نيكوكاران را ضايع نمي‏كنيم.

ترجمه آقای فولادوند: و بدين گونه يوسف را در سرزمين [مصر] قدرت داديم كه در آن هر جا كه مى خواست‏سكونت مى‏كرد هر كه را بخواهيم به رحمت‏خود مى‏رسانيم و اجر نيكوكاران را تباه نمى‏سازيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و بدين‏سان يوسف را در آن سرزمين تمكن بخشيديم كه در آن هر جا كه خواهد قرار گيرد، هر كه را خواهيم رحمت خويش بر او ارزانى داريم، و پاداش نيكوكاران را فرونگذاريم‏

He said: Can I entrust him to you save as I entrusted his brother to you aforetime ? Allah is better at guarding [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ«57»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و پاداش آخرت براي آنها كه ايمان آورده‏اند و پرهيزگارند بهتر است.

ترجمه آقای فولادوند: و البته اجر آخرت براى كسانى كه ايمان آورده و پرهيزگارى مى‏نمودند بهتر است

ترجمه آقای خرّمشاهی: و پاداش اخروى براى كسانى كه ايمان آورده و تقوا ورزيده باشند، بهتر است‏

And when they opened their belongings they discovered that their merchandise had been returned to them. They said: O our father! What (more) can we ask ? Here is our merchandise returned to us. We shall get provision for our folk and guard our brother [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And when they opened their baggage [Translate By Talal Itani]



وَجَاء إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُواْ عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ«58»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: برادران يوسف آمدند و بر او وارد شدند، او آنها را شناخت، ولي آنها وي را نشناختند.

ترجمه آقای فولادوند: و برادران يوسف آمدند و بر او وارد شدند [او] آنان را شناخت ولى آنان او را نشناختند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و برادران يوسف آمدند و بر او وارد شدند آنگاه او ايشان را شناخت ولى ايشان او را نشناختند

He said: I will not send him with you till ye give me an undertaking in the name of Allah that ye will bring him back to me [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



وَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَّكُم مِّنْ أَبِيكُمْ أَلاَ تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ وَأَنَاْ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ«59»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و هنگامي كه (يوسف) بارهاي آنها را آماده ساخت گفت (دفعه آينده) آن برادري را كه از پدر داريد نزد من آوريد، آيا نمي‏بينيد من حق پيمانه را ادا مي‏كنم و من بهترين مي‏زبانانم؟!

ترجمه آقای فولادوند: و چون آنان را به خوار و بارشان مجهز كرد گفت برادر پدرى خود را نزد من آوريد مگر نمى‏بينيد كه من پيمانه را تمام مى‏دهم و من بهترين ميزبانانم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون زاد و برگ ايشان را آماده ساختند [يوسف‏] گفت [آن‏] برادر پدرى‏تان را هم نزد من بياوريد، مگر نمى‏بينيد كه من پيمانه را تمام مى‏دهم و بهترين ميزبانان هستم‏

And he said: O my sons! Go not in by one gate; go in by different gates. I can naught avail you as against Allah. Lo! the decision rests with Allah only. In Him do I put my trust [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And he said [Translate By Talal Itani]



وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ«6»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و اينگونه پروردگارت تو را بر مي‏گزيند، و از تعبير خوابها به تو مي‏آموزد، و نعمتش را بر تو و بر آل يعقوب تمام و كامل مي‏كند، همانگونه كه پيش از اين بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد، پروردگار تو عالم و حكيم است.

ترجمه آقای فولادوند: و اين چنين پروردگارت تو را برمى‏گزيند و از تعبير خوابها به تو مى‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام مى‏كند همان گونه كه قبلا بر پدران تو ابراهيم و اسحاق تمام كرد در حقيقت پروردگار تو داناى حكيم است

ترجمه آقای خرّمشاهی: و بدين‏سان پروردگارت تو را برمى‏گزيند و به تو تعبير خواب مى‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر آل يعقوب به كمال مى‏رساند، همچنانكه در گذشته بر پدرانت ابراهيم و اسحاق به كمال رسانده بود، بى‏گمان پروردگارت داناى فرزانه است‏

And when they entered in the manner which their father had enjoined [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And when they entered as their father had instructed them [Translate By Talal Itani]



فَإِن لَّمْ تَأْتُونِي بِهِ فَلاَ كَيْلَ لَكُمْ عِندِي وَلاَ تَقْرَبُونِ«60»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و اگر او را نزد من نياوريد نه كيل (و پيمانهاي از غله) نزد من خواهيد داشت و نه (اصلا) نزديك من شويد!

ترجمه آقای فولادوند: پس اگر او را نزد من نياورديد براى شما نزد من پيمانه‏اى نيست و به من نزديك نشويد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و اگر او را به نزد من نياوريد، نزد من پيمانه‏اى نداريد و نزديك من نياييد

And a few of those of later time. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

But seek [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَاعِلُونَ«61»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند ما با پدرش گفتگو خواهيم كرد (و سعي مي‏كنيم موافقتش را جلب نمائيم) و ما اين كار را خواهيم كرد.

ترجمه آقای فولادوند: گفتند او را با نيرنگ از پدرش خواهيم خواست و محققا اين كار را خواهيم كرد

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند او را [به هر تدبير و ترفند] از پدرش خواهيم گرفت و ما چنين كارى خواهيم كرد

On lined couches [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



وَقَالَ لِفِتْيَانِهِ اجْعَلُواْ بِضَاعَتَهُمْ فِي رِحَالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَهَا إِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ«62»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (سپس) به كارگزاران خود گفت آنچه را به عنوان قيمت پرداخته‏اند در بارهايشان بگذاريد شايد آنرا پس از مراجعت به خانواده خويش بشناسند و شايد برگردند.

ترجمه آقای فولادوند: و [يوسف] به غلامان خود گفت‏سرمايه‏هاى آنان را در بارهايشان بگذاريد شايد وقتى به سوى خانواده خود برمى‏گردند آن را بازيابند اميد كه آنان بازگردند

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يوسف‏] به غلامانش گفت سرمايه‏شان را در خرجينهايشان بگذاريد تا چون به نزد خانواده‏شان بازگشتند آن را باز شناسند، باشد كه بازگردند

Reclining therein face to face. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And he went out before his people in his splendor. Those who desired the worldly life said [Translate By Talal Itani]



فَلَمَّا رَجِعُوا إِلَى أَبِيهِمْ قَالُواْ يَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ«63»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و هنگامي كه آنها به سوي پدرشان باز گشتند گفتند اي پدر دستور داده شده كه به ما پيمانه‏اي (از غله) ندهند لذا برادرمان را با ما بفرست تا سهمي (از غله) دريافت داريم و ما او را محافظت خواهيم كرد.

ترجمه آقای فولادوند: پس چون به سوى پدر خود بازگشتند گفتند اى پدر پيمانه از ما منع شد برادرمان را با ما بفرست تا پيمانه بگيريم و ما نگهبان او خواهيم بود

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون به نزد پدرشان بازگشتند گفتند پدرجان از ما پيمانه را دريغ داشته‏اند، پس برادرمان [بنيامين‏] را همراه ما بفرست تا بار و پيمانه گيريم و ما مراقب او هستيم‏

There wait on them immortal youths [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

But those who were given knowledge said [Translate By Talal Itani]



قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلاَّ كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِن قَبْلُ فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ«64»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت آيا من نسبت به او به شما اطمينان كنم همانگونه كه نسبت به برادرش (يوسف) اطمينان كردم (و ديديد چه شد؟!) و (در هر حال) خداوند بهترين حافظ و ارحم الراحمين است.

ترجمه آقای فولادوند: [يعقوب] گفت آيا همان گونه كه شما را پيش از اين بر برادرش امين گردانيدم بر او امين سازم پس خدا بهترين نگهبان است و اوست مهربانترين مهربانان

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يعقوب‏] گفت شما را در حق او امين ندارم، مگر همانطور كه پيشترها در حق برادرش امين داشته بودم، اما خداوند بهترين نگهبان است، و همو مهربان‏ترين مهربانان است‏

With bowls and ewers and a cup from a pure spring [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

So We caused the earth to cave in on him and his mansion. He had no company to save him from Allah [Translate By Talal Itani]



وَلَمَّا فَتَحُواْ مَتَاعَهُمْ وَجَدُواْ بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قَالُواْ يَا أَبَانَا مَا نَبْغِي هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ذَلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ«65»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و هنگامي كه متاع خود را گشودند ديدند سرمايه آنها به آنها باز گردانده شده! گفتند پدر! ما ديگر چه مي‏خواهيم ؟ اين سرمايه ماست كه به ما باز پس گردانده شده! (پس چه بهتر كه برادر را با ما بفرستي) و ما براي خانواده خويش مواد غذائي مي‏آوريم و برادرمان را حفظ خواهيم كرد و پيمانه بزرگتري دريافت خواهيم داشت، اين پيمانه كوچكي است!

ترجمه آقای فولادوند: و هنگامى كه بارهاى خود را گشودند دريافتند كه سرمايه‏شان بدانها بازگردانيده شده است گفتند اى پدر [ديگر] چه مى‏خواهيم اين سرمايه ماست كه به ما بازگردانيده شده است قوت خانواده خود را فراهم و برادرمان را نگهبانى مى‏كنيم و [با بردن او] يك بار شتر مى‏افزاييم و اين [پيمانه اضافى نزد عزيز] پيمانه‏اى ناچيز است

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون بار و بنه‏شان را باز كردند چنين يافتند كه سرمايه‏شان به ايشان بازگردانده شده است، گفتند پدرجان ديگر چه مى‏خواهيم؟ اين سرمايه ماست كه به ما بازگردانده شده است [بگذاريد بار ديگر برويم‏] و براى خانواده خود آذوقه بياوريم و مراقب برادرمان هم هستيم و يك بار شتر هم اضافه خواهيم گرفت، چه [تاكنون‏] به ما بار و پيمانه اندكى داده‏اند

Wherefrom they get no aching of the head nor any madness [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Those who had wished they were in his position the day before were saying [Translate By Talal Itani]



قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِّنَ اللّهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ إِلاَّ أَن يُحَاطَ بِكُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ«66»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت: من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد مگر اينكه پيمان مؤ كد الهي بدهيد كه او را حتما نزد من خواهيد آورد، مگر اينكه (بر اثر مرگ يا علت ديگر) قدرت از شما سلب گردد، و هنگامي كه آنها پيمان موثق خود را در اختيار او گذاردند گفت: خداوند نسبت به آنچه مي‏گوئيم ناظر و حافظ است.

ترجمه آقای فولادوند: گفت هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا با من با نام خدا پيمان استوارى ببنديد كه حتما او را نزد من باز آوريد مگر آنكه گرفتار [حادثه‏اى] شويد پس چون پيمان خود را با او استوار كردند [يعقوب] گفت‏خدا بر آنچه مى‏گوييم وكيل است

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفت هرگز او را همراه شما نمى‏فرستم مگر آنكه عهدى به نام خدا به من بدهيد كه او را به نزد من باز آوريد، مگر آنكه از هر سو گرفتار آييد، و چون عهدشان را دادند، [يعقوب‏] گفت خداوند بر آنچه مى‏گوييم [و قول و قرار ما] [ناظر و] كارساز است‏

And fruit that they prefer [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

That Home of the Hereafter-We assign it for those who seek no superiority on earth [Translate By Talal Itani]



وَقَالَ يَا بَنِيَّ لاَ تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنكُم مِّنَ اللّهِ مِن شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ«67»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (هنگامي كه مي‏خواستند حركت كنند، يعقوب) گفت فرزندان من! از يك در وارد نشويد، بلكه از درهاي متفرق وارد گرديد و (من با اين دستور) نمي‏توانم حادثهاي را كه از سوي خدا حتمي است از شما دفع كنم، حكم و فرمان تنها از آن خدا است بر او توكل كرده‏ام و همه متوكلان بايد بر او توكل كنند.

ترجمه آقای فولادوند: و گفت اى پسران من [همه] از يك دروازه [به شهر] در نياييد بلكه از دروازه‏هاى مختلف وارد شويد و من [با اين سفارش] چيزى از [قضاى] خدا را از شما دور نمى‏توانم داشت فرمان جز براى خدا نيست بر او توكل كردم و توكل‏كنندگان بايد بر او توكل كنند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و گفت فرزندان من، از يك دروازه وارد نشويد و از دروازه‏هاى گوناگون وارد شويد، و البته شما را از قضاى [ناگوار] الهى باز نتوانم داشت، حكم جز از آن خداوند نيست، بر او توكل كردم و اهل توكل بايد بر او توكل كنند

And flesh of fowls that they desire. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Whoever brings a virtue will receive better than it. But whoever brings evil-the evildoers will be rewarded only according to what they used to do. [Translate By Talal Itani]



وَلَمَّا دَخَلُواْ مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا كَانَ يُغْنِي عَنْهُم مِّنَ اللّهِ مِن شَيْءٍ إِلاَّ حَاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَاهَا وَإِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَاهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ«68»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و هنگامي كه از همان طريق كه پدر به آنها دستور داده وارد شدند اين كار هيچ حادثه حتمي الهي را نمي‏توانست از آنها دور سازد جز حاجتي در دل يعقوب (كه از اين راه) انجام شد (و خاطرش تسكين يافت) و او از بركت تعليمي كه ما به او دادهايم علم فراواني دارد در حالي كه اكثر مردم نمي‏دانند.

ترجمه آقای فولادوند: و چون همان گونه كه پدرانشان به آنان فرمان داده بود وارد شدند [اين كار] چيزى را در برابر خدا از آنان برطرف نمى‏كرد جز اينكه يعقوب نيازى را كه در دلش بود برآورد و بى‏گمان او از [بركت] آنچه بدو آموخته بوديم داراى دانشى [فراوان] بود ولى بيشتر مردم نمى‏دانند

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون به همان گونه كه پدرشان به ايشان دستور داده بود، وارد شدند، [اين شيوه ورود] ايشان را از قضاى الهى باز نداشت، ولى [هر چه بود] نياز روحى يعقوب بود كه بدين‏سان برآورده كرد، و او با آنچه به او آموخته بوديم، دانشور بود، ولى بيشترينه مردم نمى‏دانند

And (there are) fair ones with wide [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He Who ordained the Quran for you will return you Home. Say [Translate By Talal Itani]



وَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَخَاهُ قَالَ إِنِّي أَنَاْ أَخُوكَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ«69»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: هنگامي كه بر يوسف وارد شدند برادرش را نزد خود جاي داد و گفت من برادر تو هستم، از آنچه آنها مي‏كنند غمگين و ناراحت نباش.

ترجمه آقای فولادوند: و هنگامى كه بر يوسف وارد شدند برادرش [بنيامين] را نزد خود جاى داد [و] گفت من برادر تو هستم بنابراين از آنچه [برادران] مى‏كردند غمگين مباش

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون بر يوسف وارد شدند، برادر [ابوينى‏]اش را در كنار گرفت [و در خلوت به او] گفت من [همان‏] برادرت هستم، از آنچه كرده‏اند غمگين مباش‏

Like unto hidden pearls [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

You did not expect the Scripture to be transmitted to you [Translate By Talal Itani]



لَّقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِّلسَّائِلِينَ«7»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: در (داستان) يوسف و برادرانش نشانه‏هاي (هدايت) براي سؤ ال كنندگان بود.

ترجمه آقای فولادوند: به راستى در [سرگذشت] يوسف و برادرانش براى پرسندگان عبرتهاست

ترجمه آقای خرّمشاهی: به راستى در داستان يوسف و برادرانش براى پرسندگان عبرتهاست‏

Reward for what they used to do. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And do not let them divert you from Allah's revelations after they have been revealed to you. And pray to your Lord [Translate By Talal Itani]



فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ«70»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و هنگامي كه بارهاي آنها را بست ظرف آبخوري ملك را در بار برادرش قرار داد سپس كسي صدا زد اي اهل قافله شما سارق هستيد!

ترجمه آقای فولادوند: پس هنگامى كه آنان را به خوار و بارشان مجهز كرد آبخورى را در بار برادرش نهاد سپس [به دستور او] نداكننده‏اى بانگ درداد اى كاروانيان قطعا شما دزد هستيد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون ساز و برگ آنان را آماده ساختند [به فرمان يوسف‏] جام [پادشاه‏] را در خرجين برادرش [بنيامين‏] گذاشت سپس منادى ندا در داد كه اى كاروانيان شما دزديد

There hear they no vain speaking nor recrimination [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And do not invoke with Allah any other god. There is no god but He. All things perish [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ وَأَقْبَلُواْ عَلَيْهِم مَّاذَا تَفْقِدُونَ«71»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آنها رو به سوي او كردند. و گفتند چه چيز گم كرده‏ايد؟

ترجمه آقای فولادوند: [برادران] در حالى كه به آنان روى كردند گفتند چه گم كرده‏ايد

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند -و رو به ايشان آوردندكه مگر چه گم كرده‏ايد؟

(Naught) but the saying: Peace [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Alif [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِكِ وَلِمَن جَاء بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَاْ بِهِ زَعِيمٌ«72»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند پيمانه ملك را، و هر كس آنرا بياورد يك بار شتر (غله) به او داده مي‏شود و من ضامن (اين پاداش ‍ هستم).

ترجمه آقای فولادوند: گفتند جام شاه را گم كرده‏ايم و براى هر كس كه آن را بياورد يك بار شتر خواهد بود و [متصدى گفت] من ضامن آنم

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند جام پادشاه را گم كرده‏ايم، و هركس آن را بياورد، بار شترى [آذوقه جايزه‏] دارد و من اين [وعده‏] را ضامنم‏

And those on the right hand; what of those on the right hand ? [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Have the people supposed that they will be left alone to say [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ«73»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند به خدا سوگند شما مي‏دانيد ما نيامده‏ايم كه در اين سرزمين فساد كنيم و ما (هرگز) دزد نبوده‏ايم.

ترجمه آقای فولادوند: گفتند به خدا سوگند شما خوب مى‏دانيد كه ما نيامده‏ايم در اين سرزمين فساد كنيم و ما دزد نبوده‏ايم

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند به خدا خودتان مى‏دانيد كه ما نيامده‏ايم كه در اين سرزمين فتنه و فساد كنيم و ما دزد نيستيم‏

Among thornless lote-trees [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

We have tested those before them. Allah will surely know the truthful [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ فَمَا جَزَآؤُهُ إِن كُنتُمْ كَاذِبِينَ«74»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: آنها گفتند اگر دروغگو باشيد كيفر شما چيست ؟

ترجمه آقای فولادوند: گفتند پس اگر دروغ بگوييد كيفرش چيست

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند جزاى آن [سرقت‏] اگر شما دروغگو باشيد، چه باشد؟

And clustered plantains [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Or do those who commit sins think they can fool Us? Terrible is their opinion! [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ جَزَآؤُهُ مَن وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ«75»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند هر كس (آن پيمانه) در بار او پيدا شود خودش كيفر آن خواهد بود (و بخاطر اين كار برده خواهد شد) ما اينگونه ستمگران را كيفر مي‏دهيم.

ترجمه آقای فولادوند: گفتندكيفرش [همان] كسى است كه [جام] در بار او پيدا شود پس كيفرش خود اوست ما ستمكاران را اين گونه كيفر مى‏دهيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: [اينان در پاسخ‏] گفتند هركس كه [جام‏] در خرجين او پيدا شود، خودش [برده شود و اسارتش‏] جزاى آن باشد، كه ما به اين شيوه ستمكاران [سارق‏] را كيفر مى‏دهيم‏

And spreading shade [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Whoever looks forward to the meeting with Allah-the appointed time of Allah is coming. He is the All-Hearing [Translate By Talal Itani]



فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاء أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَاء أَخِيهِ كَذَلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلاَّ أَن يَشَاءَ اللّهُ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مِّن نَّشَاء وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ«76»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: در اين هنگام (يوسف) قبل از بار برادرش به كاوش بارهاي آنها پرداخت، و سپس آنرا از بار برادرش ‍ بيرون آورد، اينگونه راه چاره به يوسف ياد داديم او هرگز نمي‏توانست برادرش را مطابق آئين ملك (مصر) بگيرد مگر آنكه خدا بخواهد، درجات هر كس را بخواهيم بالا مي‏بريم و برتر از هر صاحب علمي، عالمي است.

ترجمه آقای فولادوند: پس [يوسف] به [بازرسى] بارهاى آنان پيش از بار برادرش پرداخت آنگاه آن را از بار برادرش [بنيامين] در آورد اين گونه به يوسف شيوه آموختيم [چرا كه] او در آيين پادشاه نمى‏توانست برادرش را بازداشت كند مگر اينكه خدا بخواهد [و چنين راهى بدو بنمايد] درجات كسانى را كه بخواهيم بالا مى‏بريم و فوق هر صاحب دانشى دانشورى است

ترجمه آقای خرّمشاهی: [پذيرفتند] و آغاز به جستجوى باردانهاى ايشان پيش از باردان برادر [ابوينى‏]اش كرد، [سرانجام‏] آن را از باردان برادرش بيرون آورد، بدين‏سان به يوسف تدبير و ترفند آموختيم [زيرا] نمى‏توانست برادرش را طبق رسم و آيين پادشاه، بازداشت كند، مگر آنكه خداوند بخواهد، كه درجات هر كس را كه بخواهيم بلند مى‏گردانيم و برتر از هر داننده‏اى داناترى هست‏

And water gushing [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Whoever strives [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ إِن يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَّهُ مِن قَبْلُ فَأَسَرَّهَا يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَلَمْ يُبْدِهَا لَهُمْ قَالَ أَنتُمْ شَرٌّ مَّكَانًا وَاللّهُ أَعْلَمْ بِمَا تَصِفُونَ«77»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (برادران) گفتند اگر او (بنيامين) دزدي كرده (تعجب نيست) برادرش (يوسف) نيز قبل از او دزدي كرده، يوسف (سخت ناراحت شد و) اين (ناراحتي) را در درون خود پنهان داشت و براي آنها اظهار نداشت (همين اندازه) گفت شما بدتر هستيد و خدا از آنچه توصيف مي‏كنيد آگاه تر است.

ترجمه آقای فولادوند: گفتند اگر او دزدى كرده پيش از اين [نيز] برادرش دزدى كرده است‏يوسف اين [سخن] را در دل خود پنهان داشت و آن را برايشان آشكار نكرد [ولى] گفت موقعيت‏شما بدتر [از او]ست و خدا به آنچه وصف مى‏كنيد داناتر است

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند اگر [بنيامين‏] دزدى كرده است [عجب نيست، چرا كه‏] پيشترها برادر [ابوينى‏]اش هم دزدى كرده بود، اما يوسف اين [شماتت را فرو خورد و] در دل نگه داشت و به روى آنان نياورد، [اما در دل‏] گفت خودتان بدمنصب‏تريد، و خداوند به آنچه مى‏گوييد داناتر است‏

And fruit in plenty [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Those who believe and do righteous deeds-We will remit their sins [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَبًا شَيْخًا كَبِيرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ«78»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند اي عزيز او پدر پيري دارد (و سخت ناراحت مي‏شود) يكي از ما را به جاي او بگير، ما تو را از نيكوكاران مي‏بينيم.

ترجمه آقای فولادوند: گفتند اى عزيز او پدرى پير سالخورده دارد بنابراين يكى از ما را به جاى او بگير كه ما تو را از نيكوكاران مى‏بينيم

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند اى عزيز او پدرى پير فرتوت دارد، يكى از ما را به جاى او نگهدار، كه ما تو را از نيكوكاران مى‏بينيم‏

Neither out of reach nor yet forbidden [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

We have advised the human being to be good to his parents. But if they urge you to associate with Me something you have no knowledge of [Translate By Talal Itani]



قَالَ مَعَاذَ اللّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلاَّ مَن وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِندَهُ إِنَّآ إِذًا لَّظَالِمُونَ«79»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت پناه بر خدا كه ما غير از آن كس كه متاع خود را نزد او يافتهايم بگيريم كه در آن صورت از ظالمان خواهيم بود!

ترجمه آقای فولادوند: گفت پناه به خدا كه جز آن كس را كه كالاى خود را نزد وى يافته‏ايم بازداشت كنيم زيرا در آن صورت قطعا ستمكار خواهيم بود

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يوسف‏] گفت پناه بر خدا كه جز كسى را كه كالايمان [جام‏] را در نزد او يافته‏ايم، بازداشت كنيم، كه در اين صورت ستمكار خواهيم بود

And raised couches; [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Those who believe and do good works-We will admit them into the company of the righteous. [Translate By Talal Itani]



إِذْ قَالُواْ لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِينَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ«8»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: هنگامي كه (برادران) گفتند يوسف و برادرش (بنيامين) نزد پدر از ما محبوبترند در حالي كه ما نيرومندتريم، مسلما پدر ما، در گمراهي آشكار است!

ترجمه آقای فولادوند: هنگامى كه [برادران او] گفتند يوسف و برادرش نزد پدرمان از ما كه جمعى نيرومند هستيم دوست‏داشتنى‏ترند قطعا پدر ما در گمراهى آشكارى است

ترجمه آقای خرّمشاهی: چنين بود كه گفتند يوسف و برادرش [برادر ابوينى او] از ما نزد پدرمان محبوب‏ترند و ما براى خود جوانان برومندى هستيم، بى‏گمان پدرمان در گمراهى آشكار است‏

Lo! We have created them a (new) creation [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Among the people is he who says [Translate By Talal Itani]



فَلَمَّا اسْتَيْأَسُواْ مِنْهُ خَلَصُواْ نَجِيًّا قَالَ كَبِيرُهُمْ أَلَمْ تَعْلَمُواْ أَنَّ أَبَاكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُم مَّوْثِقًا مِّنَ اللّهِ وَمِن قَبْلُ مَا فَرَّطتُمْ فِي يُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الأَرْضَ حَتَّىَ يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللّهُ لِي وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ«80»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: هنگامي كه (برادران) از او مايوس شدند به كناري رفتند و با هم به نجوي پرداختند، بزرگترين آنها گفت آيا نمي‏دانيد پدرتان از شما پيمان الهي گرفته و پيش از اين در باره يوسف كوتاهي كرديد لذا من از اين سرزمين حركت نمي‏كنم تا پدرم بمن اجازه دهد يا خدا فرمانش را در باره من صادر كند كه او بهترين حكم كنندگان است.

ترجمه آقای فولادوند: پس چون از او نوميد شدند رازگويان كنار كشيدند بزرگشان گفت مگر نمى‏دانيد كه پدرتان با نام خدا پيمانى استوار از شما گرفته است و قبلا [هم] در باره يوسف تقصير كرديد هرگز از اين سرزمين نمى‏روم تا پدرم به من اجازه دهد يا خدا در حق من داورى كند و او بهترين داوران است

ترجمه آقای خرّمشاهی: آنگاه چون از او نوميد شدند، نجوا كنان بين خود خلوت [و مشورت‏] كردند، بزرگترشان گفت مگر نمى‏دانيد كه پدرتان از شما با نام خدا عهدى گرفته است، و پيشترها هم چه تقصيرها در حق يوسف كرده‏ايد، من از اين سرزمين قدم بيرون نمى‏گذارم، مگر آنكه پدرم اجازه دهد، يا خداوند در حق من حكمى فرمايد و او بهترين داوران است‏

And made them virgins [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Allah certainly knows those who believe [Translate By Talal Itani]



ارْجِعُواْ إِلَى أَبِيكُمْ فَقُولُواْ يَا أَبَانَا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَا إِلاَّ بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَافِظِينَ«81»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: شما به سوي پدرتان باز گرديد و بگوئيد پدر (جان) پسرت دزدي كرد و ما جز به آنچه مي‏دانستيم گواهي نداديم و ما از غيب آگاه نبوديم!

ترجمه آقای فولادوند: پيش پدرتان بازگرديد و بگوييد اى پدر پسرت دزدى كرده و ما جز آنچه مى‏دانيم گواهى نمى‏دهيم و ما نگهبان غيب نبوديم

ترجمه آقای خرّمشاهی: به سوى پدرتان باز گرديد و بگوييد پدرجان، پسرت [بنيامين‏] دزدى كرد و ما جز به چيزى كه مى‏دانستيم شهادت نداديم، و ما در برابر [رويدادهاى‏] نهانى نگهبان نبوديم‏

Lovers [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Those who disbelieve say to those who believe [Translate By Talal Itani]



وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيهَا وَالْعِيْرَ الَّتِي أَقْبَلْنَا فِيهَا وَإِنَّا لَصَادِقُونَ«82»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (براي اطمينان بيشتر) از آن شهر كه در آن بوديم سؤ ال كن و نيز از آن قافله كه با آن آمديم بپرس و ما (در گفتار خود) صادق هستيم.

ترجمه آقای فولادوند: و از [مردم] شهرى كه در آن بوديم و كاروانى كه در ميان آن آمديم جويا شو و ما قطعا راست مى‏گوييم

ترجمه آقای خرّمشاهی: از مردم شهرى كه ما در آن بوديم [مصر] و از اهل كاروانى كه ما با آن روى به اينجا آورديم، بپرس، و ما راستگوييم‏

For those on the right hand; [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

They will carry their own loads [Translate By Talal Itani]



قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ«83»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: (يعقوب) گفت نفس (و هوي و هوس) مساله را چنين در نظرتان تزيين داده، من شكيبائي مي‏كنم شكيبائي جميل (و خالي از كفران)، اميدوارم خداوند همه آنها را به من باز گرداند چرا كه او عليم و حكيم است.

ترجمه آقای فولادوند: [يعقوب] گفت [چنين نيست] بلكه نفس شما امرى [نادرست] را براى شما آراسته است پس [صبر من] صبرى نيكوست اميد كه خدا همه آنان را به سوى من [باز] آورد كه او داناى حكيم است

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يعقوب‏] گفت باز نفس اماره‏تان به دست شما كار داد، پس [چاره من‏] صبرى نيكوست، چه بسا خداوند همه آنان را براى من باز آورد، كه او داناى فرزانه است‏

A multitude of those of old [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

We sent Noah to his people [Translate By Talal Itani]



وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ«84»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: و از آنها روي برگرداند و گفت وا اسفا بر يوسف!، و چشمان او از اندوه سفيد شد اما او خشم خود را فرو ميبرد (و هرگز كفران نمي‏كرد).

ترجمه آقای فولادوند: و از آنان روى گردانيد و گفت اى دريغ بر يوسف و در حالى كه اندوه خود را فرو مى‏خورد چشمانش از اندوه سپيد شد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و از آنان روى برگرداند و [با اشك و اندوه‏] گفت بر [فراق‏] يوسف اسف مى‏خورم، و چشمانش از [اشك و] اندوه سپيد [و نابينا] شد و اندوه خود را فرو خورد

And a multitude of those of later time. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

But We saved him [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ تَالله تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِينَ«85»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند بخدا تو آنقدر ياد يوسف ميكني تا مشرف به مرگ شوي يا هلاك گردي!

ترجمه آقای فولادوند: [پسران او] گفتند به خدا سوگند كه پيوسته يوسف را ياد مى‏كنى تا بيمار شوى يا هلاك گردى

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند به خدا پيوسته يوسف را ياد مى‏كنى تا زار و نزار يا نابود شوى‏

And those on the left hand: What of those on the left hand ? [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And Abraham [Translate By Talal Itani]



قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ«86»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت من تنها غم و اندوهم را به خدا ميگويم (و شكايت نزد او ميبرم) و از خدا چيزهائي ميدانم كه شما نميدانيد.

ترجمه آقای فولادوند: گفت من شكايت غم و اندوه خود را پيش خدا مى‏برم و از [عنايت] خدا چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفت درد و اندوهم را فقط با خداوند در ميان مى‏گذارم، و از [عنايت‏] خداوند چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد

In scorching wind and scalding water [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

You worship idols besides Allah [Translate By Talal Itani]



يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ«87»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: پسرانم! برويد و از يوسف و برادرش تفحص كنيد، و از رحمت خدا مايوس نشويد كه از رحمت خدا جز قوم كافر مايوس نمي‏شوند.

ترجمه آقای فولادوند: اى پسران من برويد و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت‏خدا نوميد مباشيد زيرا جز گروه كافران كسى از رحمت‏خدا نوميد نمى‏شود

ترجمه آقای خرّمشاهی: اى فرزندان برويد و در پى يوسف و برادرش بگرديد، و از رحمت الهى نوميد مباشيد، چرا كه جز خدانشناسان كسى از رحمت الهى نوميد نمى‏گردد

And shadow of black smoke [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

If you disbelieve [Translate By Talal Itani]



فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَيْهِ قَالُواْ يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَآ إِنَّ اللّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ«88»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: هنگامي كه آنها وارد بر او (يوسف) شدند گفتند اي عزيز! ما و خاندان ما را ناراحتي فرا گرفته و متاع كمي (براي خريد مواد غذائي) با خود آورده‏ايم، پيمانه ما را بطور كامل وفا كن و بر ما تصدق بنما كه خداوند متصدقان را پاداش مي‏دهد.

ترجمه آقای فولادوند: پس چون [برادران] بر او وارد شدند گفتند اى عزيز به ما و خانواده ما آسيب رسيده است و سرمايه‏اى ناچيز آورده‏ايم بنابراين پيمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق كن كه خدا صدقه‏دهندگان را پاداش مى‏دهد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون بر او [يوسف‏] وارد شدند، گفتند اى عزيز، به ما و خانواده ما رنج [بسيار] رسيده است و سرمايه‏اى اندك آورده‏ايم، پس به ما پيمانه تمام و كمال بده و بر ما [افزونتر هم‏] ببخش كه خداوند بخشندگان را دوست دارد

Neither cool nor refreshing. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Have they not seen how Allah originates the creation [Translate By Talal Itani]



قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ«89»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت آيا دانستيد چه با يوسف و برادرش كرديد آنگاه كه جاهل بوديد؟!

ترجمه آقای فولادوند: گفت آيا دانستيد وقتى كه نادان بوديد با يوسف و برادرش چه كرديد

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يوسف‏] گفت آيا دانستيد كه در حق يوسف و برادرش، وقتى كه جاهل [و جوان‏] بوديد، چه كرديد؟

Lo! heretofore they were effete with luxury [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Say [Translate By Talal Itani]



اقْتُلُواْ يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَتَكُونُواْ مِن بَعْدِهِ قَوْمًا صَالِحِينَ«9»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: يوسف را بكشيد يا او را به سرزمين دور دستي بيفكنيد تا توجه پدر فقط با شما باشد و بعد از آن (از گناه خود توبه مي‏كنيد و) افراد صالحي خواهيد بود!

ترجمه آقای فولادوند: [يكى گفت] يوسف را بكشيد يا او را به سرزمينى بيندازيد تا توجه پدرتان معطوف شما گردد و پس از او مردمى شايسته باشيد

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يكى گفت] يا يوسف را بكشيد، يا در سرزمينى [گم و گور] بيندازيد، تا توجه پدرتان فقط به شما پرداخته شود، و پس از آن مردمى درستكار شويد

And used to persist in the awful sin. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He punishes whom He wills [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ أَإِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَاْ يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ«90»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند آيا تو همان يوسف هستي؟! گفت (آري) منم يوسف! و اين برادر من است خداوند بر ما منت گذارده، هر كس تقوي پيشه كند و شكيبائي و استقامت نمايد (سرانجام پيروز مي‏شود) چرا كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمي‏كند.

ترجمه آقای فولادوند: گفتند آيا تو خود يوسفى گفت [آرى] من يوسفم و اين برادر من است به راستى خدا بر ما منت نهاده است بى‏گمان هر كه تقوا و صبر پيشه كند خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمى‏كند

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند آيا تو خود يوسفى؟ گفت آرى من يوسفم و اين برادر [ابوينى‏] من است، خداوند بر من منت نهاد [و نعمت داد]، چرا كه هركس پروا و شكيبايى پيشه كند، خداوند پاداش نيكوكاران را فرو نمى‏گذارد

And they used to say: When we are dead and have become dust and bones [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

You cannot escape [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَاطِئِينَ«91»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند بخدا سوگند خداوند تو را بر ما مقدم داشته، و ما خطا كار بوديم.

ترجمه آقای فولادوند: گفتند به خدا سوگند كه واقعا خدا تو را بر ما برترى داده است و ما خطاكار بوديم

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند به خدا، خداوند تو را بر ما برترى داد، و ما خطاكار بوديم‏

And also our forefathers ? [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Those who disbelieved in Allah's signs and His encounter-these have despaired of My mercy. For them is a painful torment. [Translate By Talal Itani]



قَالَ لاَ تَثْرَيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ«92»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت امروز ملامت و توبيخي بر شما نيست خداوند شما را مي‏بخشد، و ارحم الراحمين است!

ترجمه آقای فولادوند: [يوسف] گفت امروز بر شما سرزنشى نيست‏خدا شما را مى‏آمرزد و او مهربانترين مهربانان است

ترجمه آقای خرّمشاهی: [يوسف‏] گفت امروز سرزنشى بر شما روا نيست، خداوند شما را مى‏آمرزد و او مهربان‏ترين مهربانان است‏

Say (unto them [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

But the only response from his people was their saying [Translate By Talal Itani]



اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ«93»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: اين پيراهن مرا ببريد و به صورت پدرم بيندازيد، بينا مي‏شود، و همگي خانواده نزد من آئيد.

ترجمه آقای فولادوند: اين پيراهن مرا ببريد و آن را بر چهره پدرم بيفكنيد [تا] بينا شود و همه كسان خود را نزد من آوريد

ترجمه آقای خرّمشاهی: [حال‏] اين پيراهن مرا ببريد و آن را بر روى پدرم بيفكنيد تا [به خواست خدا] بينا شود، و همه خانواده‏هايتان را به نزد من بياوريد

Will all be brought together to the tryst of an appointed day. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And he said [Translate By Talal Itani]



وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْلاَ أَن تُفَنِّدُونِ«94»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: هنگامي كه كاروان (از سرزمين مصر) جدا شد پدرشان (يعقوب) گفت من بوي يوسف را احساس ‍ مي‏كنم اگر مرا به ناداني و كم عقلي نسبت ندهيد!

ترجمه آقای فولادوند: و چون كاروان رهسپار شد پدرشان گفت اگر مرا به كم‏خردى نسبت ندهيد بوى يوسف را مى‏شنوم

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون كاروان رهسپار شد، پدرشان گفت اگر مرا به خرفتى متهم نداريد، من بوى يوسف را مى‏شنوم‏

Then lo! ye [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

Then Lot believed in him [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ تَاللّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلاَلِكَ الْقَدِيمِ«95»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند: به خدا تو در همان گمراهي سابقت هستي!

ترجمه آقای فولادوند: گفتند به خدا سوگند كه تو سخت در گمراهى ديرين خود هستى

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند به خدا تو در همان خبط و خطاى ديرينت هستى‏

Ye verily will eat of a tree called Zaqqum [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And We granted him Isaac and Jacob [Translate By Talal Itani]



فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ«96»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: اما هنگامي كه بشارت دهنده آمد، آن (پيراهن) را بر صورت او افكند ناگهان بينا شد، گفت آيا به شما نگفتم من از خدا چيزهائي سراغ دارم كه شما نميدانيد؟!!

ترجمه آقای فولادوند: پس چون مژده‏رسان آمد آن [پيراهن] را بر چهره او انداخت پس بينا گرديد گفت آيا به شما نگفتم كه بى‏شك من از [عنايت] خدا چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون [پيك‏] مژده‏آور آمد، آن [پيراهن‏] را بر روى او [يعقوب‏] انداخت و بينا گشت گفت آيا به شما نگفته بودم كه من از [عنايت‏] خداوند چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد

And will fill your bellies therewith; [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And Lot [Translate By Talal Itani]



قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ«97»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفتند پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه كه ما خطاكار بوديم.

ترجمه آقای فولادوند: گفتند اى پدر براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفتند پدرجان براى گناهان ما آمرزش بخواه كه ما گناهكار بوده‏ايم‏

And thereon ye will drink of boiling water [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

You approach men [Translate By Talal Itani]



قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّيَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ«98»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: گفت به زودي براي شما از پروردگارم آمرزش ميطلبم كه او غفور و رحيم است.

ترجمه آقای فولادوند: گفت به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‏خواهم كه او همانا آمرزنده مهربان است

ترجمه آقای خرّمشاهی: گفت به زودى براى شما از پروردگارم آمرزش خواهم خواست، كه او آمرزگار مهربان است‏

Drinking even as the camel drinketh. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

He said [Translate By Talal Itani]



فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَاء اللّهُ آمِنِينَ«99»

ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی: هنگامي كه بر يوسف وارد شدند او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و گفت همگي داخل مصر شويد كه انشاء الله در امن و امان خواهيد بود.

ترجمه آقای فولادوند: پس چون بر يوسف وارد شدند پدر و مادر خود را در كنار خويش گرفت و گفت ان شاء الله با [امن و] امان داخل مصر شويد

ترجمه آقای خرّمشاهی: و چون [همگان‏] بر يوسف وارد شدند، پدر و مادرش را در كنار گرفت و گفت به خواست خداوند با امن و امان وارد مصر شويد [و همين جا بمانيد]

This will be their welcome on the Day of Judgment. [Translate By Mohammed Marmaduke Pickthall]

And when Our envoys brought Abraham the good news [Translate By Talal Itani]